|
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران |
در نشست پنجم نوشتاري از يكي از پژوهشگران كه تقريبا به جستار مورد پژوهش ما مربوط ميشد را مورد بررسي قرار داديم.
گوشه هايي از نوشته هاي ايشان تازه و در خور توجه بود كه در زير اشاره اي به آنها ميشود.
آقاي سپهر آرا در پيش گفتار پرداختن به ميترا ،به خواستگاه نخستين استوره هاي ايراني اشاره ميكنند.
ايشان كشف آتش را مربوط به دوره اي ميدانند كه در استوره ها از آن با فرنام دوران هوشنگي ياد ميشود. سپس اشاره ميكند كه پيشينه نام ميترا را بايد از اين زمان دانست.
اما برهان آن را نميگويند. بر چه اساسي بايد پذيرفت كه نام ميترا از آن زمان_ كه خود آن را حدود 30000 سال پيش و در ميانه ي واپسين دوران يخي برميشمرند_ پديد آمده؟
(حتما به ياد داريد. كه بر پايه ي پژوهشها، ما هنگامه ي واپسين جانشيني آرياييان در سرزمين ايران را دست بالا در چهار هزار پيش بر آورد كرديم. و گفتيم كه پيش از آن نميتوان سندي از تاريخ يافت چه رسد به نظر پيرامون وجود ايزدي به نام ميترا)
ايشان در گامهاي پسين روشنگري بيشتري ميكنند .
در سده هاي پسين دوران يخي و همزمان با كشف آتش، خانواده ها شكل ميگيرند و آدميان جمع شدن هم خونهاي خود را در يك غار در پناه آتش بر ميگزينند .به اين ترتيب نخستين خانواده ها به وجود ميايند.(ديگر انسانها در سرماي بيرون گرفتار مرگ نميشوند:اشاره به استوره ي سيامك كه به دست ديو (سرما)به كام مرگ ميرود.)
به اين ترتيب نخستين خانواده ها يعني بنيادهاي اجتماع پي ريخته ميشود كه به نظر نويسنده اين دوران تازه را با فرنام آفرينش مشي و مشيانه ميشناسيم.به اين ترتيب كشف آتش مقدمه ي بكارگيري غارها توسط هم خونان و اين خود مقدمه ي ايجاد خانواده ها ميشود.
اكنون كه خانواده داريم يعني تمدن و انديشه پيشرفت ميكند.و در پيشرفت انديشه ي انسان خدا شكل ميگيرد. اين دوران به نوعي همسان با دوران مادر سالاري در نظر گرفته شده .چرا كه نويسنده ميگويد:
"......همه نگاه ها به سوی زن و زایندگی و مادری او میچرخد و او را میپرستیدند و بهترین نگهداری را از او میکردند. در این میان آدم به پدیده های دیگر مانند جهان و چگونگی پدیدآمدن آن می اندیشید و گمان میکرد که زن خود به خود و از نیست و هیچ باردار شده و میزاید,گمان برد که زنی بزرگ و با نیروی فراتر از اندیشه(دیرتر خدا نام گرفت) جهان را پدید آورده است.به همین گونه نخستین خدایان که زن خدای بودند پدید آمد...."
اكنون كه نام خدا آمد به ميترا نزديكتر ميشويم :
انسانها كم كم به كشاورزي و دامداري روي مياورند. و فرگشت (تكامل) نهاييشان به انسان هوشمند امروزي را از سر ميگذرانند. در دوران جمشيد شمار آنها افزايش ميابد و به ناچار گوشت خواري به راه ميافتد.(نويسنده با اشاره به نام گندم به فرنام گياهي كه آدم و حوا با خوردن آن به زمين رانده ميشوند.آن را همسان با آغاز كشاورزي و شهر نشيني آدميان ميگيرد)
با پيشرفت كشاورزي، خورشيد جايگاه ويژه اي در انديشه ي مردم ميگيرد و به گمان نويسنده استوره ي ميترا تقريبا در همين حال زاده ميشود.(پرسش اينجاست كه مگر پيش از آن آنهم به سبب سرما خورشيد در نظر مردم مهم نبوده است؟ )
سپس خشك سالي پديد ميآيد و مردم را از كشاورزي باز ميدارد اين دوران كه آن را دوران اژي دهاك نام برده اند. پيش از دوران فريدون آغاز ميشود. و نويسنده آغازدوران فريدون و پيروزي بر اژدها _خشكسالي_ را آغاز آيين ميتراييسم بر ميشمرد.
يعني به گمان او از دوران جمشيد ميترا در ذهن مردم متولد ميشود اما هنوز آييني ندارد تا اينكه از دوران فريدون آييني براي آن آفريده ميشود.
در روشنگري پيرامون اين موضوع كه ميترا نخست آييني ندارد نويسنده اين چنين ميگويد:
"در ابتدا كه نيروي زايندگي ويژه ي زن دانسته ميشود. خدايان خيالي تنها زن خدايان بوده اند. زاینده و هستی دهنده نبودن میترا _ كه مرد خدايي است_ انگیزه ای بود که در جایگاهی نباشد که از نخست زاده شدنش آیینی برای خود داشته باشد. ولی میترا در زمانی پدید آمد که ساختار چپیره(جامعه) و خانواده در روند یک دگرگونی بود.در زمان هوشنگ که زنخدایان پدید آمدند نیاز به زنده ماندن بیشتر از دیگر نیازها بود .ولی این نیازها در دوره جمشیدی دگرگون میشود.در دوره جمشیدی دیگر زنده ماندن در میان نبود,دوره یخی به پایان رسیده و دوران جمشید دوران بیمرگی بود.در آن دوران نیرو و توان زیاد بیش از آفرینش و زایندگی نیاز بود که مرد از دیدگاه فیزیکی نیرومندتر از زن است و به همین انگیزه مرد نماد نیرومندی میشود و میترا خدای پاسدار نیرومند و توانمند است و نماد نیرومندی که حتی سپاهیان برای برتری یافتن نیرو بر دشمن به ستایش او میپرداختند."
از سوي ديگر با اشاره به دوران اژي دهاك كه خود به نوعي آن را دوراني از مرگ ميخواند.:
"روییدن دو مار یا به کنش افتادن دو کوه آتشفشانی پیامدهای بسیاری داشت. داستان این است که تنها مردان جوان برای فرونشاندن خشم خدایان قربانی میشدند و سخنی از قربانی شدن زنان و دختر نیست......"
"به اینگونه زنان دریافتند که بدون مرد هستی در درون آنها پدید نمی آید پس مرد در پدیداری هستی نقش دارد پس مرد هستی دهنده است.از سویی زنان دریافتند که چپیره(جامعه) آنها با از بین رفتن مردان(آنهم جوانان که بیشترین نیرو را برای همه چی حتی هستی دهندگی دارند)نابود ميشود. از همين رو دگرگونی فرهنگی پدید می آید که مرد خدا میترا نیز هستی دهنده میشود که سرانجام به این توان رسید که آیینی جدا برای خودش داشته باشد.همانگونه که میترا از آناهیتا خدای آبها زاده شد فریدون,نهاد نوی هستی بخش بودن میترا, نیز از مادرش فرانک زاده شد ولی این نهاد تنها انگیزه جدا پرستیده شدن میترا و پدید آمدن آیین او نبود......."
بنابراين به نظر نويسنده :
شمار انسانها به ويژه مردان رو به كاهش ميگذارد.انسان در ميابد كه نيروي زايندگي زن بدون مرد ناممكن است اين برهان در كنار ديگري سبب ميشود كه اينبار مرد نيرومند و مقدس نمايان شود و خود سبب نيرو گيري ميترا با فرنام بك مرد خدا ميشود.
اما نكته اينجاست كه:
1 اشاره ي نيرو دهندگي ميترا به سپاهيان كه نويسنده آن را يكي از دلايل مطرح شدن ميترا عنوان كرده . چيزي است كه ما هزاره ها پس از اين _ اشاره ي نويسنده دست كم به 10000 سال پيش ميرسد_ و در ميترا پرستي اروپايي به آن بر ميخوريم!( به نوشتار پيشين پيرامون ميترا در غرب نگاه كنيد)
بنابراين حتا اگر پيشينه ي ميترا را اين قدر كهن بدانيم برهانمان نميتواند برپايه ي عنوان آييني در ميان سپاهيان در هزاره هاي پيش از تاريخ باشد!
2 در اينجا نيز مانند گذشته اثبات مهم بودن ميترا و زايش نخستين آن در انديشه ي انسان تميتواند بازگوكننده ي وجود آييني از او در دوراني كه نويسنده از آن با فرنام دوران فريدون ياد ميكند باشد.
3 استوره زايش ميترا از مادري باكره _آناهيتا _ يا به تنهايي از سنگ و.. نيز بسيار پسينتر و بيشتر در ميتراي اروپايي ديده ميشود.
نويسنده ي در ادامه ي گفتارش نظريه ي قديمي :
" خاستگاه مشترك تمام نژاد هاي بشري مانند سومريها و مصريان از ايران"
را مطرح نمو ده و از آن چنين نتيجه گرفته است كه:
مصری ها مهرپرست بودند و فرعون نیز یک واژه ایرانی به چم "فرزند میترا" است.!
نياز به گفتن نيست كه نظريه هايي كه خود رد شده با در آنها ترديد شده است .( خاستگاه يكسان انسانها از ايران و آيين ميترايي كهن) نميتوانند نظريه ي ديگري پيرامون پرستش اين ايزد در سراسر جهان ،از جمله مصر را به دوش كشند.
.نويسنده در واپسين فراز هاي سخنش نظريه اي را پيرامون نگاره هاي ميترا ي گاو اوژن ( سنگ نگاره هاي مهرابه ها) ارائه ميكند .گرچه باز هم او اينجا ويژگيهاي ميتراي تازه ي اروپايي (سنگ نگاره ها )را با آن ميتراي كهن آريايي كه نقشي از آن نيست و تنها توصيفي از آن در پاره اي متون مانند مهر يشت است همسان ميداند. و از دومي ويژگيهاي نخستين را بر ميشمرد. (در نوشتار هاي پسين اشاره كرده ايم كه ميتراي اروپايي نميتواند دقيقا همان ميتراي ايراني باشد بلكه دست بالا همساني در نام دارند.)
اما سخن او از آن سو شگفت انگيز است كه ميگويد:
"بسیاری از پژوهشگران بر این گمان هستند که آن کسی که گاو را قربانی میکند خود میترا است ولی همانگونه که کدبان فریدون جنیدی گفتند اگر ریز به نگاره نگاه کنیم آن کس زن است پس مردخدایی مانند میترا نمیتواند باشد و براستی آنها میترا پرستان بودند که برای میترا گاو را قربانی میکردند."
به اين ترتيب نويسنده تمام سخنها به ويژه درباره ي ميتراي اروپايي (كه سنگ نگاره ها ويژه ي اوست) پيرامون خويشكاري او در رهانيدن انسان به وسيله ي قرباني كردن و يا استوره هاي ايراني از گاوي كه با مرگش سر آغاز آفرينش دنيوي ميشودو...(پيرامون اين موضوع ميتوانيد به اي ميل هاي پيشين به ويژه نوشته اي با فرنام "ميترا "نگاه كنيد) را به زير پرسش ميبرد!
نويسنده سپس اين پرسش را مطرح ميكند:
ولی در اینجا یک پرسش جان میگیرد که چرا در بیشتر این نگاره ها زنان را میبینیم که گاو را قربانی میکنند؟
سپس ميگويد:
"در اين زمان نیروی کاری مردان رو به نیستی بود از جوانانش تنها بخش ناچیزی مانده بود در اینجا تنها نیروی کاری زنان بودند و همه کارها بر دوش آنها بود که چنان این پدیده به درون چپیره(جامعه) رفت که پس از دوره ضحاک,در ۵ هزارسال پیش زنان آبری(اقتصاد) خانواده را هنوز در دست داشتند که نشانه های آن در شهرسوخته و دیگر جاها یافت شده است.هنگامی زنان تنها نیروی کاری شدند که زن پیوند میان مرد و هستی را دریافت و میترا خدای از پیش نیرومند و نیرودهنده,آفریننده و هستی دهنده شد. پس زنان برای انجام کارها نیروی مردانه میخواستند و انگیزه پایه ای پرستیده شدن و پدید آمدن آیین میترایی نیز همین است.این زنان بودند که باور آفرینندگی میترا پروراندند و به او پرستش او روی آوردند تا هم از نیروی آفرینندگی اوجانداران سودمند را برویاند و همچنین به آنها آنچنان نیرو دهد که به همه کارهای خود برسند. نیز نخست زنان برای پرستش میترا قربانی کردند که پس از گذشت زمان درازی قربانی شدن گاوها برای میترا بدست زن بخشی زن بخشی از آیین میترایی شد که میان گروهی از میتراپرستان زنده ماند و به همین انگیزه است که در بیشتر نگاره ها زنان قربانی کننده هستند"
باز هم در اينجا نويسنده دوران زن سالاري احتمالي را (كه خود زمان آن را 5000 سال پيش ميداند با سنگ نگاره هاي 2000 سال پيش مقايسه ميكند! )اين در حالي است كه در خود ايران هيچ سنگ نگاره اي از ميترا در حال قرباني نيست. كه نظر دهيم اين ميتراست كه قرباني ميكند؟زني است كه براي ميترا قرباني ميكند؟زني سرپرست خانواده است كه به سبب كمبود مرد به درگاه مرد خدا _ميترا قرباني ميكند ؟! زن در يك آيين ويژه اين كار را ميكند يا تنها به سبب جلب رضايت اين خداي مرد براي بازگرداندن مردها به اجتماع؟ !!يا....
نتيجه آنكه اين نوشتار به سبب پاره اي روشنگريها در استوره هاي ايراني .و نظريه هاي نوين و همچنين روشن كردن دوباره ي اين گمانه كه به راستي در ميان استوره ها هم نميتوان آيين كهن سازماندهي شده ا ي از ميترا را ديد! (وارون فرنود نويسنده كه در انتها مينويسد "این بود آغاز میترا و آیین او") سود مند بود.
با سپاس از نويسنده ي اين نوشتار كه بيرون از اين سرزمين هنوز در انديشه ي داستان كهن اين مرز و بوم است.
|
|