تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی - نفت و تاریخ معاصر _ نشست 1
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 

جستارهای نوین گروه پژوهش پیرامون پژوهشهایی از تاریخ معاصر با موضوع بررسی تاریخچه نفت در ایران معاصر و تحولات سیاسی مربوط به آن کار خود را آغاز کرد.

در این سری نشستها برآنیم تا رویدادهای تاریخ معاصر ایران زمین را که بسیاری آن را از ابتدای جنبش مشروطه میخوانند به بررسی بنشینیم. در این میان بیگمان نقش نفت و تاریخ تحولات آن را نمیتوان از نظر دور داشت. به گفته دکتر علی میرفطروس نادرست نیست اگر بگوییم تاریخ معاصر ایران را با نفت نوشته اند و اگر دو اصل مهم را تاثیر گذار بر تحولات تاریخ معاصر ایران بدانیم، یکی نفت و دیگری همسایگی شوروی است.

برای بررسی این دوران و رخدادهای آن بایسته است بر اساس اهمیتش آن را به چند دوره معین تقسیم کنیم. در گام نخست ابتدایی ترین مسایلی که پیرامون نفت در ایران مطرح میشود، سپس بستن قراردادهای مهمی چون رویتر و سپس دارسی، تصمیمات مجلس شورای ملی برسر مسایل مربوطه به نفت، آن دسته از رخدادها در طول جنگ جهانی یکم و دوم که به نفت وابسته است، ورود آمریکا به ایران و موضوع نفت شمال، و بالاخره جریان ملی شدن نفت و آنگاه رخدادهای پس از آن.

ملت ایران، برای نخستین بار به طور جدی در سالهای آغازین سده بیستم با مفهوم استخراج نفت روبرو شد. تا پیش از آن تنها زمزمه هایی از نفت، آنهم تحت عنوان قراردهای بهره بردارانه از منابع و معادن ایران که قسمت کوچکی از آن به منابع نفتی اختصاص می یافت، مانند قرارداد رویتر، به گوش میرسید.

اما نخستین و شاید مشهورترین قرارداد نفتی میان ایران و یک تبعه انگلیسی به نام ویلیام ناکس دارسی در سال 1901 بسته میشود و پس از آنکه دارسی تمامی حق الامتیاز خود را به دولت انگلستان واگذار میکند. عملا دو دولت ایران و انگلیس طرف قرارداد شناخته شده و شرکت نفت ایران و انگلیس بنیان نهاده میشود.

پس از آنکه دومرگان مستشرق فرانسوی مقاله ای مبنی بر وجود منابع نفتی در ایران منتشر میکند، دارسی به ایران فرستاده میشود و در تاریخ 28 می سال 1901 قراردادی با این مضمون به امضای مظفرالدین شاه میرسد:

" به ویلیام ناکس دارسی امتیازی مخصوص و انحصاری جهت تفتیش و تفحص، پیدا کردن و استخراج، بسط و حاضر کردن برای تجارت و حمل و نقل و فروش گاز طبیعی، نفت، و قیر و موم طبیعی در تمام وسعت ممالک شاهنشاهی ایران به مدت شصت سال از تاریخ امضای قرارداد داه میشود..."

بالاخره در تاریخ 28 می 1908 (خرداد 1287) نفت از چاه شماره یک مسجد سلیمان فوران میکند. در سال 1909 کمپانی نفت ایران و انگلیس ایجاد میشود که به سرعت به کندن چاه ها و خط لوله ای از مسجد سلیمان به آبادان پرداخته و تلمبه خانه های زیادی ایجاد میشود. در سال 1914 دولت انگستان قرارداری با شرکت نفت بسته و با سرمایه ای دومیلیون و دویست هزار لیره ای و گرفتن 51 درسد از سهم شرکت عملا ناظر کامل شرکت میشود. در طول سالهای بعد سرمایه گزاران دیگری در این شرکت ادغام شدند تا آن را به یک غول نفتی بدل کنند. و در تمام این سالها سهم ایران از سود نفت حتا کمتر از مالیاتی بود که به شرکت نفت میپرداخت.

دولت قاجار به ناگاه با منبع بزرگی از سرمایه ملی روبرو شد که از سویی خوشبینانه در اندیشه بهره برداری از آن است، و یا از سوی دیگر آن را منبعی برای درآمدهای سرشاری میداند که هزینه سفرهای تازه گشایش یافته به فرنگ را تامین میکند.

البته به هر رو نمیتوان کاملا به دید منفی به قرارداد دارسی نگاه کرد. مدت قرارداد چیزی در حدود شست سال است و ایران این امید را دارد که تا اتمام آن خود توانایی اداره و بهره برداری از منابع نفتی را پیدا کند. چرا که به هر رو هر تکنولوژی جدید مجالی را برای بروز و پا گرفتن میخواهد. و در این میان و در آغاز کار کمی ضرر حتمی است. در قرارداد تاکید میشود که پس از اتمام مدت قرارداد شرکت باید تمامی امکانات و ساختارها را برای ایران باقی نهاده و خود ایران را ترک کند.

قرارداد دارسی تا پس از انقراض قاجار و روی کار آمدن سلسله پهلوی پابرجاست تا آنکه در سال 1928 پس از درگیری دولت ایران و انگلیس بر سر غرامت خواهی انگلستان از ایران برای خسارتهای وارده به پالایشگاه در جنگ جهانی، دولت به این اندیشه میافتد که کل موضوع قرار داد به ضرر اوست.

در طول سالهای پس از جنگ، استخراج و صدور نفت به صورت چشمگیری افزایش یافته و دولت جدید که حالا در موقعیت بهتری از نظر قدرت و آگاهی از مسایل بین المللی و نیز نفت قراردارد خواستار لغو قرارداد است. تیمورتاش به نمایندگی دولت ایران خواستار برآوردن خواسته های زیر میشود.:

کاهش ناحیه تحت نفوذ امتیاز به میزان 50 تا 60 درسد

لغو کلیه حقوق مربوط به انحصار حمل و نقل نفت به وسیله بریتانیا

واگذاری 25 درسد از سهام شرکت نفت به ایران

تضمین پرداخت دست کم 12.5 درسد از سود سهام به ایران

معاف کردن ایران از پرداخت مالیات در لندن

پرداخت 2 شلینگ بهره مالکانه برای هر تن نفت تولید شده

موضوع شکایت ایران و انگلیس سالها بدون تصمیم قطعی باقی میماند. در میان این سالها امتیازاتی از سوی انگلستان به دولت پیشنهاد شد اما دولت آنها را نپذیرفت. تا آنکه سرانجام در 27 نوامبر سال 1932 تقی زاده وزیر دارایی وقت ایران نامه ای به شرکت نگاشته و لغو امتیازنامه را از سوی دولت ایران اعلام میکند.

البته باید در نظر داشت که قرارداد دارسی به تصویب مجلس وقت نرسیده بود و سلسله جدید میتوانست با اتکا به این مسئله زیر بار قرارداد پیشین نرود. اما به هرحال شر کت نفت پس از این اقدام یک سویه موضوع را به شورای جامعه ملل (سازمان ملل نخستین) می کشاند. اما چندین هفته گفتگو میان نمایندگان ایران و انگلیس برای بستن قرارداد جدید نتیجه نمیدهد و هیئت نمایندگی شرکت نفت آماده بازگشت به لندن میشوند. در آخرین ساعات ناگهان اعلام میشود که قرارداد جدیدی میان دولت ایران و شرکت نفت بسته شده است.

در این قراداد که به قرارداد 1933 مشهور شد رضاشاه امتیاز کشف و تولید نفت را به مدت شست سال یعنی تا سال 1993 به شرکت واگذار کرد. این درحالی است که براساس قرارداد پیشین تنها سی سال از مدت قرارداد دارسی باقی مانده بود.

اما از سویی دیگر در این قرارداد:

20 درسد از سهام شرکت به ایران واگذار میشد.

بهره مالکانه چهار شلینگ برای هر تن نفت تولید شده برای ایران در نظر گرفته شد به شرط آنکه کمتر از 750 هزار پوند در سال نباشد.

ناحیه تحت نفوذ قرار داد به 100 هزار مایل کاهش یافت.

کلیه حقوق مربوطه به انحصار حمل و نقل نفت توسط بریتانیا لغو شد.

یک ملیون لیره برای تصفیه ادهاعای مربوط به گذشته به ایران پرداخت شد.

نمایندگان ایرانی حق عضویت در هیئت مدیره شرکت را یافتند.

آموزش پرسنل ایرانی به منظور عدم وابستگی به پرسنل خارجی در طولانی مدت، در دستور کار شرکت قرار گرفت.

و مقرر شد تا نفت به قیمت ارزانتری در اختیار ایران قرار گیرد.

داوری تاریخی پیرامون سودها و ضررهای لغو یکسویه قرارداد دارسی و بسته شدن قرارداد جدید کمی دشوار به نظر میرسد به ویژه با توجه به این موضوع که از دید تاریخی، با ملی شدن نفت در سالهای پس از آن، هیچ یک از این قرادادها به انتها نمیرسید. درواقع این موضوع را میتوان از دوسو بررسی کرد. نخست سنجش میان دو قرارداد و برسی سود و ضرر رسیده به ایران در هر کدام.و دوم بررسی اینکه اصولا چرا این تصمیم باید یک سویه گرفته میشد؟ یعنی حتا در صورت اثبات به سود بودن قرارداد جدید نسبت به قرارداد دارسی، این موضوع پیش میآید که چرا رضا شاه یک سویه و شتابزده و دوباره بدون گرفتن رای مثبت از مجلس شورای ملی قرارداد نوین را میبندد.

در بحث نخست و در سنجش میان قراردادها به این نتایج میرسیم:

در زمان عقد قرارداد جدید تنها معدن مسجد سلیمان و معدن هفت کل استخراج میشدند اما پس از آن عملیات کاوش جدیت بیشتری یافته و ظرفیت استخراج و صدور نفت نیز افزایش زیادی یافت و درنهایت سود بیشتری عاید شرکت شد.

با در نظر گرفتن این اندیشه اولیه که بنانهادن شرکت نفت، گامی در راستای پیشرفت ایران در زمینه آشنایی با نفت و روشهای استخراج و بهره برداری ازآن بود. کمی عجیب مینماید که رضا شاه گمان میکند ایران تا سال 1993 هنوز به این تکنولوژی دست نیافته باشد. تمدید مدت قرارداد کشف و استخراج بدین معنابود که به فرض نبودن جنبش ملی شدن نفت و نیز پایدار ماندن سلسله پهلوی ایران همچنان تا 15 سال پیش و آنهم درآستانه سده بیست و یکم توانایی بره برداری مستقل از اصلی ترین منبع درآمدش را نخواهد داشت. و این با پیشرفت در نظرگرفته شده برای ایران که خود رضا شاه سرآغاز اجرای آن در ایران نوین بود کاملا ناهمسان است.

موافقان و مخالفان رضا شاه دلایل گوناگونی را برای تفسیر این کار شاه برمیشمرند. از سویی برخی این اقدام او را برخاسته از منش دیکتاتوری رضاشاه دانسته و مستقل از سود و ضررهای برخاسته از آن خود رفتار را محکوم میکنند. اما برخی نیز برآنند که رضا شاه در موقعیت دشواری قرار گرفته که مذاکرات طولانی شده و از سویی او خواستار لغو قرارداد دارسی است. در حالی که او از فعالیتهای کمپانی در جنوب ایران ناراضی است از ایجاد شورش میان اقوام عرب تبار جنوب به تحریک انگلستان نیز واهمه دارد.

با وقوع جنگ جهانی دوم و سپس اندیشه متفقین دراستفاده نفت کشور، ایران اشغال شده و لقب پل پیروزی میگیرد. قسمت عمده مصرف سوخت نیروی هوایی متفقین در خاورمیانه و خاور دور از آبادان تامین میشود. پس از اشغال ایران توسط نیروهای شروی و بریتانیا چند واحد نظامی آمریکا هم به خلیج فارس رفته و مرکز فرماندهی خلیج فارس را ایجاد میکنند. در حالی که آمریکا، حتا به پیمان سه گانه انگلیس_شوروی_ ایران نیز نپیوست. در مهر 1326 نخستین موافقت نامه نظامی ایران و آمریکا به عنوان همکاری مستشاران نظامی با ارتش ایران در حکومت قوام بسته میشود.

در این زمان براساس برآورد کارشناسان، ایران پس از آمریکای شمالی و ونزوئلا و شوروی در جهان مقام چهارم و در خاورمیانه سهم اول نفت را دارا بود. در اوایل چنگ جهانی، آمریکا 18 درسد و انگلیس 78 درسد نفت خاورمیانه را در اختیار داشتند.

در فاصله قرارداد 1933 (1312) تا آغاز نخستین حرکات در راستای ملی شدن نفت در سالهای 1327 و 1328 ایران تحولات چندانی را در زمینه نفت تجربه نکرد. چه بسا میتوان گفت که با وجود رخدادهای پیشین هنوز و پیش از مطرح شدن قضیه ملی شدن نفت، ایران هنوز تجربه نفتی چندانی نداشت. اما در همین سالها و با ایجاد آزادیهای نسبی پس از آغاز پادشاهی محمد رضا شاه، و نیز با رخداد تحولات ایدئولوژیک در منطقه، احزاب و گروهای گوناگونی در کشور ایجاد شدند که آینده نفتی ایران را رقم میزنند....

 بخش نفت و تاريخ معاصر

 |+| نوشته شده در  87/05/26ساعت 11  توسط آیدا آبادپور  | 

  RSS 

 
  بالا