تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی - کیش آریایی ها، پیش از زرتشت _ نشست سوم
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 
موضوع ما همچنان که میدانید، کیش آریایی ها پیش از زرتشت بود. در این راستا با توجه به ادعایی که در میان برخی پژوهشگران ایرانی مبنی بر وجود آیین میترائیسم، پیش از زرتشت وجود دارد و هواداری که از این ادعا توسط یکی از هموندان انجمن در نشست نخست شد، هموندان به بررسی چنین ادعایی پرداخته و تقریبا به این نتیجه رسیدند که نه فقط میترائیسم، بلکه هیچ دین دیگری پیش از زرتشت نمیتوانسته وجود داشته باشد و آنان فقط به پرستش خدایان گوناگون آریایی که هرکدام نماد یک نیروی طبیعی بودند، مشغول بوده و میترا بی گمان یکی از چند خدای بزرگ آریایی بود. اگر به صرف وجود نام میترا در هزاره دوم پیش از میلاد، باورمند به وجود دین میترایی گردیم، آنوقت با توجه به وجود خدایان دیگر آریایی، باید به دین هایی گوناگون باورمند باشیم. که منطقی به نظر نمیرسد.
در نشست دوم قرار شد دوران زرتشت را رد کرده و کیش آریاییهای زرتشتی نشده، پس از زرتشت را نیز بررسی کنیم. باز در اینجا میترا نقشی پررنگ و جنجال برانگیز دارد. نخست اینکه میترا آیا همان خدای خورشید است؟ و دوم اینکه آیا سخن از میترا در کتیبه های هخامنشی نشانه میترائیسم میباشد؟ و آیا باید اردشیر دوم هخامنشی را آغاز میترائیسم بدانیم؟
در نشست سوم که با حضور اندکی از هموندان برگذار گردید، تا اندازه ای تلاش شد تا پاسخی برای این پرسشها یافت شود. تا آنجا که بررسی شد، تا امروز به این نتیجه رسیدیم که میترا از زمان آشنایی آریاییها با آشور بابلیها یعنی پایان دوران ماد، به خدای خورشید بدل شد و همین موضوع کلید این معضل است که چرا در اوستا، یشتی به میترا و یشتی به خورشید اختصاص داده شده و حتا در میان روزهای ماه، روزی به مهر و روزی به خور (مخفف خورشید). چراکه اوستا دیرینگی اش به پیش از خدای خورشید شدن میترا میرسد. میترا در گاتها به معنا پیمان است و اصیل ترین میترای آریایی، خدای عهد و پیمان است. و به همین جهت چه زیباست که پیمان همسری و پیوند دلدادگی را به نام مهر و میترا خوانده و مهرگان را روز عشق و ولنتاین ایرانی بدانیم.
برخی پژوهشگران به نادرستی میترا را خدای آسمان شب دانسته اند. و دلیلش تفسیر نادرست از مهریشت است که در آن میگوید، میترا شباهنگام که همه در خوابند بیدار است و از بالا به مردمان مینگرد. برخی پا را فراتر گذارده و او را خدای ماه دانستند!!! ولی به همان دلیلی که میترا با خورشید یکی نیست، ماه هم نیست. اشاره مهریشت هرگز بدین منظور نیست که میترا در روز بیکار است. درحالیکه ماه و آسمان شب در روز ناپدید میشوند.
در مرحله پسین یعنی از زمان مادها و هخامنشی، میترا با خورشید آشتی میکند تا ایرانیان نیز همانند بابلیها و آشوریها و مصری ها و یونانی ها و دیگر مردمان غرب آسیا و اروپا و آفریقا یکی از بزرگترین خدایانشان با خورشید مانوس باشد. در نماز اوشهین که آنرا در میانه شب، پیش از سپیده دم میخوانند، هیچ نامی از میترا برده نمیشود. ولی در نماز هاون گاه که آنرا پس از سپیده دم میخوانند میترا ستوده میشود. این نمازها و دیگر بخشهای خرده اوستا بی گمان پس از اسکندر ساخته و پرداخته شده است و نشان از این دارد که مردمان این عصر میترا را در فروغ و پرتو روشنایی میجستند. همچنانکه در استوره ها نیز میترا در پایان طولانی ترین شب سال یعنی یلدا زاده شده و مبارزه علیه سرما و تاریکی را آغاز میکند. و اتفاقا از فردای یلدا، روزها بلندتر میشوند. ولی باز چنین نیست که میترا برابر با آفتاب باشد. بلکه او ویژگی های آفتاب همچون نور و گرما را دارد و شاید بهتر باشد که او را خدای روشنایی بدانیم.
در زمینه میترائیسم دوره هخامنشی، یکی از نظرات چنین بود که اردشیر دوم به میترائیسم اجازه میدهد تا سربلند کند. و چه بسا جنبش گئومات مغ رنگی میترائی داشته باشد. ولی نظر دیگر چنین بود که آنچه هخامنشیان در آغاز آنرا نپذیرفتند و در زمان اردشیر دوم با تغییر رویه آنرا قبول کردند، نه میترائیسم، بلکه کیش عام آریایی ها بود. آنان به دلیل ضعف سیاسی، میترا و آناهیتا که بزرگترین خدایان آریایی در آنزمان بودند را در کنار اهورامزدای زرتشتیان قرار دادند. تا همبستگی همه آریایی ها را اعلام دارند.
البته فراموش نشود که کیش زرتشت هنوز مورد بررسی جدی گروه پژوهشی قرار نگرفته است. در همین اندازه کافی است بدانیم که میترا و آناهیتا به عنوان ایزدانی آفریده اهورامزدا مورد احترام زرتشتیان بوده و هستند. ولی این بدعت که آنان کنار اهورامزدا قرار گیرند، از زمان اردشیر دوم آغاز میشود.
نکته دیگر حذف ورهرام خدای جنگ و پیروزی است. با نگاهی به اوستا که دیرینگی اش شاید به پیش از مادها برسد، ورهرام کمتر از آناهیتا و میترا نیست. ولی پس از دوران اوستایی، در زمان هخامنشیان کمرنگ میشود. به طوریکه او تنها ایزد بزرگ است که هیچ ماهی در سال به نام او نیست. در دوران پس از اسکندر که اوستا بازیابی میشود، تا اندازه زیادی ورهرام جایگاه شایسته خود را باز می یابد.
درباره دین مهری اشکانی نیز صحبت هایی ناکافی در نشست سوم انجام گرفت. دلیلش این بود که کمترین مدرک و سندی از اینکه دین مهری به دست پیامبری به نام مهر در دوران اشکانی پا گرفته وجود ندارد. هرچند که هواداران آغاز دین مهری در زمان اشکانی (ذبیح بهروز و شاگردان او مانند محمد مقدم و اصلان غفاری و ...) به مراتب آکادمیک تر و منطقی تر از هواداران میترائیسم پیش از زرتشت هستند. ولی آنان نیز به دلیل کمبود اسناد از دوره اشکانی و دین مهری و بی اعتباری روایات مرتبط با آن، مجبور شده اند تا بیشتر به تفسیر شخصی و سلیقه ای دست زنند تا کشف و ارائه مستندات.
با اینحال یک راه حل برای پژوهش در این باره یافت شد و آن پژوهش بر روی میترائیسم اروپایی است. چیزی که به دلیل آثار باستانشناسی یافت شده از آن در سراسر قلمرو امپراتوری روم، در بودنش هیچ شکی نیست. و آغاز آنرا برخی از زمان پومپه در سده نخست پیش از میلاد و برخی از نرون در سده نخست میلادی میدانند و بی گمان در سده سوم میلادی آیین برتر و شاید رسمی امپراتوری روم بود. و اگر مسیحیت در سده چهارم جای آنرا نمیگرفت، احتمالا امروز شاهد بیش از 2 میلیارد میترائیست در 5 قاره بودیم.
در اين ميان بايد به چند نكته توجه شود :
1 شمايل ميترا بر روي غار ها انسان مانندي را نشان ميدهد .پرسش اينجاست كه او دقيقا كيست؟او مهر است؟يك انسان است .پيامبر يا مشابه مسيح يك انسان_ خدا است؟و يا همان ميتراي كهن آريايي است؟ يعني بهره ي اروپاييان از نام ميترا دستاويز قرار دادن آن ميتراي كهن است يا شخصيتي انسان خداگونه با نام مهريا پيامبر مهر يا هيچ كدام؟!
2 به نظر ميايد ايزد ميترا ي آريايي يك الهه ي زن است.البته و با توجه به آنكه كشيدن شمايل خدايان در ميان آريايي ها مرسوم نبوده .بهرحال كشيدن شكل ميترا _اگر هم با ايده گرفتن از استوره هاي كهن آريايي پيرامون اين ايزد باشد_چيزي جديد و به نظر غربي است.
3 شواهد وجود چيزي مانند آييني قوي با نام دين مهري در ميان اشكانيان بسيار اندك است. به طوري كه بسياري عملكردها ، سياستها و بينش هاي آنان را به سبب نداشتن يك آيين رسمي قوي ميدانند.بنابراين انديشه ي وجود شخصيتي به نام مهر در زمان اشكاني زير سوآل رفته و نيازمند بررسي تفكيك ميان دو شخصيت مهر و مسيح و شايد ميتراييسم اروپايي ،بستگي آن به مهر اشكاني و مسيحيت دارد.
با توجه به اين سخنان و در ادامه ميبايست به آيين متراييسم اروپايي ،تعريف استوره ها از ظواهر و عملكرد ايزد مهر و وجود آيين مهري اشكاني پرداخت.
 |+| نوشته شده در  86/06/31ساعت 15  توسط آیدا آبادپور  | 

  RSS 

 
  بالا