|
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران |
این جستار در هفته نامه امرداد به چاپ رسیده است.
((هنگامیکه دروغکار به آزار من کمر می بندد که را ای خدای دانا جز آتش و منش خود برای نگهداری من گمارده ای ؟ از پرتو این دو فروزه روشنایی و دانایی است ای خدا که آیین راستی بکار بسته می شود .نهاد مرا از این آیین آگاه ساز )) گاهان یسنای ۴۶ بند ۷
از ارزشمندی آتش نزد ایرانیان بارها سخن گفته شده اما کمتر به این نکته توجه شده که چرا آغاز و میان و پایان زمستان (یا بهتر است بگوییم زمستان قدیم که از آغاز آبان ماه بوده) همواره جشنی به نام آتش برگزار میگردیده (آذرگان –سده – گهنبار پایانی سال که امروز جای خود را به چهارشنبه سوری داده است) که البته به تک تک انها جداگانه پرداخته شده است اما ارتباط این سه جشن کمتر مورد بحث قرار گرفته است و شایددلیلی جز آنکه آتش روشن و گرم تنها راه رهایی از سرمای زمستان است آورده نشده در این مقاله تلاش نمودم تا زاویه پنهان دیگری را در این رابطه تا حد توان آشکار نمایم.
بنابر روایت های پهلوی از استوره های گرد زندگی اشو زرتشت که نیک می دانیم همگی ریشه در حقایقی ژرف دارد می دانیم فره زرتشت از پیش اورمزد به روشنی بی پایان و از آنجا به خورشید و از خورشید به ماه و از ماه به ستارگان و از آنجا به آتشی که در خانه زو ییش مادر مادر زرتشت می سوخت پیوست و این در لحظه ای بود که او دغدو مادر زرتشت را به دنیا می آورد. داخل شدن فره در وجود دغدو درخشندگی خاصی بدو بخشید... دیوان برای دشمنی با آن فره ۳ آفت زمستان بیماری و دشمنان ستمگر بر دغدو فرو فرستادند...
به لحظه تولد زرتشت می رسیم که در آن نیروهای زندگی بخش و مرگ آور به ستیز برمی خیزند در ان میان که همه خانه را نور فرا گرفته و دیوان کمر به نابودی زردشت بسته اند این وهمن است که با اندیشه او می پیوندد و باعث میشود تا زردشت هنگام زاده شدن خنده بر لب آورد. در اینجا کمی از موضوع اصلی خارج می شویم و تنها این نکته را در ذهن باقی می گذاریم که وهمن باید سبب شادی و لبخند شود پس هر آنچه با او ارتباط نزدیک دارد باید در جشن های شادی بکار بسته شود.
خداوند زرتشت در گاهان اهوره مزدا خوانده شده که ترکیب اصلی آن دو واژه اهورا و مزدا را شامل می شود. مزدا از ریشه من به معنای خردو اندیشه است که امروز در واژه منش نیز باقی مانده است و به عنوان بارز ترین صفت اورمزد در ترکیب نام وی آورده شده است .این واژه در قسمتهای متاخر اوستا بصورت ترکیبی اهورامزدا دیده می شود ولی در قسمتهای کهن تر گاه میان این دو ترکیب فاصله می افتد و گاه تنها یک جزء آورده می شود که بیشتر اهورا و کمتر مزدا حذف می شود. در دین باستانی ایرانیان مهمترین تمایز میان اورمزد و اهریمن سپنتایی (افزایش بخشی ) می باشد که تنها متعلق به اهورامزداست این صفت در مهریشت که از سرودهای بازمانده از دورانی است که با دین کهن مهر پرستی پیوند نزدیک داشته و خود با خورشید که امروز نیز گاه به نام مهر خوانده می شود گره خورده تا باز ردپای نور و روشنایی در آن پیدا شود در کنار ویذوه که خود خرد معنا می دهد صفتی برای اسب هایی است که گردونه آسمانی میثرا (مهر) را می کشند پس در مهر پرستی نیز نور و دانایی ارتباط نزدیک داشتند و گردونه خداوند نور و مهر با اسبهایی از خرد رانده میشود. اما دلیل تاکیدی که بر این ارتباط می شود چیست ؟
وهمن در اساتیر امشاسپندی است که گاه به شکل موجوداتی گیتی ظاه میشود معنای آن وه=نیک و من =خرد می باشد و از طریق او می توان به شناخت دین رسید . جای شکی نیست در آیینی که بر پایه خرد بنا شده باشد باید برای خرد بالاترین جای را نیز قائل شد تا انجا که او را مشاور اهورامزدا دانسته که در طرف راست او می نشیند و دلیل این استوره پردازی تنها تاکید والا بر نقش مهم او می باشد پس در آیین راستی این خرد و اندیشه است که ما را به اورمزد و ایین راست می رساند و به عبارتی از تاریکی جهل می رهاند.
زمانی که فروهر زرتشت از عالم مینو به این جهان آمد بهمن و اردیبهشت به شکل موجودات این جهانی به کمک آمدند. باز هم بهمن در کنار امشاسپند دیگری که نماد نظم و راستی و زیباترین امشاسپندان است و نماد زمینی او آتش است .به راستی در جهان سراسر تاریک چه چیز زیباتر است از نور و روشنی؟
زمانی که زرتشت دین را به گشتاسب نمود برای آنکه ایمان او استوار شود بهمن و اردیبهشت و آذر به دربار او وارد میشوند تا حقانیت دین را به او بنمایند در اینجا کمی پا فراتر نهاده و از آذر بصورت جداگانه نیز نام برده است ...
حال به یسنای ۴۷ و بند ۷ بر می گردیم تا این مفهوم کمی آشکارتر شود آنجا که آشکارا نور و روشنی در کنار خرد و دانایی برای رهایی انسان آورده شده اند همانگونه که خرد ,دشمن تاریکی جهل است این آتش است که ما را از تاریکی و هر آفتی چون زمستان می رهاند به راستی چه چیز روشنتر برای نشان دادن این ارتباط ؟پس در زمستان دیوداده (این صفت از آنجا برای زمستان داده شده که آریاییان مهاجرسرزمین خود را بخاطر سرما ترک کرده بودند پس پر واضح است که زمستان سرد برای آنان اهریمنی و سبب مرگ میر دامها و انسانها بوده که از صفات بارز اهریمن است) در آغاز زمانی که سرما رو به افزایش گذاشته نام ایزدی را می گذارند که تنها نجات بخش آنها بوده و با برگزاری جشنی برای آتش از او می خواهند که نجات بخش آنان باشد (هرچند دلیل دیگری نیز برای این جشنها می توان بیان نمود که جلوتر به آن خواهیم پرداخت ) بردومین ماه نام دی که از صفات اهورا مزداست می نهند تا حامی آنان در زمستان باشد و در فارسی باستان آن را انامک (بی نام )می خواندند که بخاطر گریزان بودن از این ماه و یا شاید صفتی برای ایزدی مرموز بود است و زمانی که سرما به اوج خود می رسد نام بهمن (وهمن) می گذارند که بزرگترین یاور انسان در تاریکی جهل است و ما را به روشنی بیکران رهنمون می شود و در آن نیز بزرگترین جشن آتش برگزار می گردد که تنها نور زمینی در دوران باستان بوده که انسان را از تاریکی می رهاند (چنانچه پیشتر گفته شد از آنجا که دنیای اورمزد تنها دنیای نور است و در آن آفریده ها مینوی هستند این نور زمینی در تمام اساطیر با اورمزد و دنیای نور پیوند خورده و دارای ارزشی خاص گردیده است). در دنیایی سراسر نور متعلق به اورمزد که در آن دست به آفرینش موجودات می زند در مقابل دنیای تاریکی هماورد و برابر با او که متعلق به اهریمن است تا اسباب نابودی افریده های اورمزد را فراهم آورد چه تمایزی برتر از نور؟. در این میان اورمزد همه آگاه که تنها برتری او بر اهریمن خرد و آگاهیش از وجود اهریمن است در حالیکه این آگاهی را اهریمن ندارد نوری به دنیای تاریکی می فرستد تا او را از وجود خود آگاه گرداندو نبرد نهایی با او سر گیرد و این خرد و اگاهی وجود نیرویی هماورد و برابر با اهریمن به شکل نوری به دنیای تاریکی و اهریمن می رسدو در اینجا ست که خرد آشکارا برابر با نور دانسته شده است.
ادامه دارد
|
|