تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی - كيش آريايي ها پيش از زرتشت _ چکیده بحث های نشست یکم و دوم
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 

1 _نظريه ثابت شده واپسين كوچ آرياييها و ساكن شدن آنها را در فلات ايران در هزاره يكم پيش از ميلاد ميداند. اين كوچ نشينان احتمالا از جايي در شرق و شمال شرقي فلات در كناره هاي درياچه آرال كنوني سكني گزيده و سپس براي واپسين بار كوچ كرده و با پيروزي بر اقوام بومي ايراني در اين سرزمين ساكن شده اند.

2 _زرتشت احتمالا زماني در همان حدود و پيش از واپسين كوچ در ميان مردم پيدا شده و به مبارزه با انديشه هاي خرافي مردمان زمانه ي خويش پرداخته اما اشاره او بر دسته هايي از مردم است كه او آنها را با عنوان كرپانها، كاويها و اوسيجها ميخواند بنابراين اشاره زرتشت بر دسته هاي ستمگر و خرافه پرست است كه عقايد اين مردمان خرافه پرست را ميتوان با پي گيري وداها و حتا انديشه های هنديان امروز تا حدي باز شناخت. اما به كيش بخصوصي كه قانونمندي ويژه دارد اشاره نميكند.

3 _مجموعه باورهاي كهن كه نه با نام كيش ويژه بلكه با نام پرستش خدايان گوناگون و رسوم خاص مانند نوشيدن هوم و...بايد شناختشان گستره ي وسيعي از جغرافياي آنزمان را در بر ميگيرد به طوري كه علاوه بر آسياي ميانه و مراكز هندوها، در آسياي غربي نيز به چشم ميخورد (اشاره به معاهده ي ميتاني ها و هيتي ها در هزاره ي يكم پيش از ميلاد) كه ميتواند به معناي تسلط آسياييان بر ديگران در آن ناحيه باشد. اما در هيچ كدام ار اين نواحي آيين كهن قانونمندي به چشم نميخورد.

4 _پيرامون احترام به خورشيد كه حتي پادشاهان هخامنشي نيز بدان گرايش داشتند( مثلا كورش بزرگ چادر اقامتش در ميدانها ي نبرد را رو به شرق بر پا ميداشت و..)نيز بايد گفت :نخست آنكه ميترا ربط چنداني به خورشيد ندارد و تنها برخي جاها نماد آن محسوب ميشود پس احترام به خورشيد نميتواند ربط مستقيمي به باور مهر و ميترا داشته باشد چه رسد به پرستش آن ( در اين صورت بايد بر اساس سوگند شاپور دوم ساساني در برابر شاه ارمنستان به ميترا اورا هم مهر پرست دانست در حالي كه در زرتشتي بودن ساسانيان شكي نيست.) و ديگر آنكه خورشيد و مقدس شمردن آن درتمام فرهنگ ها وجود داشته و در صورت باور به جايگزيني خورشيد به جاي ميترا بايد مثلا بابليها را مهر پرست و خداي "شمش"را ميترا دانست كه اين نادرست است.

نكته ي سوم آنكه براي عنوان هركيش با محوريت يك خدا (در مورد كيش ميترا پرستي :مهر )ميبايست اين خدا را بر تر از همه ي خدايان دانست كه آفريننده ي آن ها هم هست . در حالي كه پيرامون شواهد ميترا پرستي حتي در غرب كه بسيار پررنگ ميشود هم چنين چيزي رخ نميدهد و ميترا بر ديگران برتري چنداني ندارد.(ميترا از صخره زاده ميشود و ماموريتي دارد كه پس از انجام آن دوباره به آسمان باز ميگردد. پس از قرباني گاو اودر ميهماني با سل_خداي خورشيد يوناني_شركت ميكند و در اين مقام او لقب پدر را به سل واگذار ميكند و خود عروج ميابد و...)

بنا بر نوشته دانشنامه های بزرگ میترا از زمان هخامنشی و پس از برخورد ایرانیها با میانرودانی ها به عنوان خدای خورشید مطرح شد. پس احترام به خورشید از زمان اردشیر دوم هخامنشی به بعد در میان ایرانیها میتواند نشانه احترام به میترا باشد

ولی هنگامی که سخن از میترای اصیل هندی و آریایی که در وداها و اوستا است میرود، به خورشید ارتباطی ندارد چراکه در اوستا میترا و خورشید مستقل از هم هستند. حتا نام روزهای زرتشتی را اگر بنگریم به نام مهر روز و خور روز بر میخوریم که نشان از تفاوت میترا و خورشید است ولی بیگمان در ادب پارسی پس از اسلام مهر و خورشید یگانه اند.

توجه به خورشید نمیتواند نشانه میترائیسم باشد بلکه باید نام میترا را یافت. مثلا تمدن مایا یا مصریان را نمیتوان میترائیست دانست. در مورد ایران نیز هرجا که میترا می آید نمیتوان سخن از میترائیسم زد چراکه همه جا در کنار آن نامهای دیگری نیز می آید. مثلا در اوستا میترا بزرگ است ولی یگانه نیست. در کتیبه اردشیر دوم و سوم هخامنشی نیز میترا در کنار اهورامزدا و آناهیتا آمده. ساسانیان نیز میترا را ایزدی آفریده شده به دست اهورامزدا میدانند ولی زروان گراها میترا را میانجی اهورامزدا و اهریمن

در هیچکدام از این مرام ها اثری از آنچه میترائیسم میشناسیم نیست

اروپاییها هم که میترایشان درست مانند مسیح یک انسان خدا شده و یا خدای انسان شده است و شاید چندان ربطی به خورشید نداشته باشد. نام روزهای هفته لاتین اشاره به دوران پیش از میترائیسم رم دارد یکشنبه از همان زمان به عنوان روز خورشید تعطیل بود و پس از مسیحیت حفظ شد

5 _نام کیش آریاییها پیش از زرتشت در دفترهای زرتشتی پوریوت کیشی آمده است و به دین آوردن زرتشت اشاره شده است هرچند که بی گمان زرتشت نیز دین نساخت و این نویسندگان اوستا بودند که این کار را کردند. زرتشتیان به خود مزداپرست یا مزدیسنی و به آریاییهای زرتشتی نشده، دیو پرست یا دیویسنی میگفتند. توجه شود که منظور از دیو اینجا خدایان دروغین است که خود زرتشت آنها را طرد میکند و اینجا دیو به صورت جمع معنی میشود. دیو پرستان یعنی پرستش کنندگان دیوها. نه اینکه یک خدا به نام دیو وجود داشته باشد که در برابر مزدا باشد.

همچنین است اشاره فردوسی : نیا را همی بود آیین و کیش/ پرستیدن ایزدی بود پیش

که اینجا نیز اشاره فردوسی به چندگانه بودن ایزدان است و نه اینکه خدای یکتا وجود داشته باشد. ایزد و یزدان پس از اسلام مترادف با خدای یکتا و پروردگار یگانه میگردند. پیش از اسلام چنین نیست. و فردوسی در هنگام سخن گفتن از این واژگان غرق در دفترها و گزارشات ایران باستان است.


سرچشمه ها :

کتابهای مرجع و پژوهشی

آيين ميترا : مارتين ورمازرن
جستار درباره مهر و ناهيد : محمد مقدم
آيين مهر : هاشم رضی
پژوهشی نو در ميترا پرستی : ديويد اولانسي
دين های ايران باستان : هنسن نيبرگ
آيين مهر : پوران فرخزاد
مجموعه گزارشهای دومين كنگره مهرشناسی ايران : ترجمه مرتضا ثاقب فر
زندگی و مهاجرت آریاییها : فریدون جنیدی
زروان : فریدون جنیدی
پیامبر آریایی : امید عطایی
نبرد خدایان : امید عطایی
آفرینش خدایان : امید عطایی
منابع دست یک :
اوستا (گاتها، یشتها، وندیداد)
وداها
بندهش
دفتر های پهلوی
شاهنامه فردوسی
یافته های باستانشناسی و ...

 |+| نوشته شده در  86/06/21ساعت 15  توسط آیدا آبادپور  | 

  RSS 

 
  بالا