|
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران |
امروز ۵ دی سالروز درگذشت اشو زرتشت است. یادش گرامی باد. فروهر او را میستاییم.
و خداوند کیست؟
رابطه انسان با او چگونه است؟
آیا میتوان یکتایی پنداشتش یار و همراه همیشگی آدمیان؟
زرتشت در هات 44 و سپس 45 به نوعی این رابطه انسان و خدا را مطرح میکند. تا روشن شود رابطه اهورامزدا با آفریدگانش، از دید فرهنگ ایرانی از چه جنس و سنخی است؟
پس از پرسشهایی چند پیرامون جهان بینی و شیوه نگرش او به گیتی و پیرامونش، اکنون زرتشت در پی بیان شیوه نگرشش به رابطه میان آفریده ها و آفریننده است.
او بیان این رابطه به مردمان را نیز از خویشکاریهای خود میداند. اوست که بر خود بایسته میداند تا آیین اهورایی را که چیزی نیست جز بیان شدن خرد و راستی در زندگی، بازگوید و اوست که میخواهد خود را آموزگار مردم بداند:
"... من برای این کار نخستین کسی هستم که از سوی تو برگزیده شده ام. و من پیروان آیین تو را دوست و دیگران را دشمن میدارم..."
این آیین کدام است و زرتشت چه کسانی را دشمن میدارد؟
دشمنان زرتشت، آنانی هستند که رویاروی دانایی و راستی میایستند. به بدی گرایندگان بدکردار. که ما در برابر آنان نمیدانیم "چگونه دروغ را به دست راستی بسپاریم". ستیز با زرتشت سپردن راستی به دست دروغ است و راهنمایی او تبیلیغی فرهنگی است.
"بر پایه آیین دین، که اهورامزدا از آغاز بر نهاده است .کسی که برای دروند بهترین را بخواهد خود دروند است..."
زرتشت اینک باید برگزیند که در این راهنماییهایش باید چه کسانی را همراه خویش بداند؟ :
" از میان کسانی که من با آنها سخن میدارم. چه کسی راستکردار است و چه کسی دروند؟.."
"و من به چه کسی رو کنم؟ آنکه بدی دیده یا آنکه به بدی گراییده است؟"
"چگونه آن دروندی را که در برابر بخشایشهای تو با من میستیزد، بد نشمارم؟"
" ..هنگامی که دروند آماده آزار من است، جز فروغ و اندیشه تو چه کسی پشتیبان من است؟..."
زرتشت خود نیز خواهان راهنمایی است. راهنمایی و پشتیبانی اهورامزدا. راهنمایی روشنایی و فروغ _آتش مینوی_ اهورا مزدا و رهمراهی تمام سوشیانتهای پیش و پس از خود. چندان که پیشتر به آنها اشاره میدارد. و پسینتر از ویژگیهای آنان سخن میراند:
"...کی سوشیانتها با آموزشهای فزاینده و بخردانه میآیند؟.."
"... آنکس که در پرتو آموزشهای تو به پیروزی میرسد و پناه مردمان میگردد کیست؟
آن رهبر دانای چاره ساز زندگی را به من بنمای..."
" کیست آن رادی که نخست مرا بیاموزاند تو سرور راستی و داور پاک کردارهایی؟
"
"...اگر دانا یا توانایی....برپایه آیین ایزدی یا از روی مهر، دروندی را..به گرمی بپذیرد. با خرد خود میتواند او را از گمراهی و تباهی برهاند و به خود شناسی برساند." " اما اگر آن توانا ...یاری نکند او خود به دام دروند فریبکار خواهد افتاد..."
"....با رهنمود تو شور مهرت را دریابم و به تو بپیوندم تا سخنانم بر دلها نشیند..."
"... در پرتو راستی نیروهای دهگانه بیرونی و درونی من زایا و نیرومند و فروزان میگردند..."
از این بند تعابیر و ترجمه های گوناگون شده است.
زرتشت میخواهد از راستی (فروزه اشا) یاری بگیرد. اما در ادامه آن پاره ای، واژه های به کار رفته را مانند پیش یک مصداق در نظر گرفته اند و پاره ای آن را به همان معنای واژه ای به کار برده اند. در ترجمه دکتر جعفری میخوانیم:
"..... از راه راستی پاداش ده مادیان و ده اسب و شتر به دست بیاورم....
"
در ترجمه ایشان واژه ها در کاربرد اصلیشان به کار گرفته شده اند. چنین به نظر میرسد که اینبار زرتشت برای ساختن و هموار کردن زندگی مادی خود از اهورا مزدا یاری و راهنمایی میخواهد.
اما در کاربرد مصداقی مادیان به مصداق زایندگی، و اسب نیرومندی ترجمه شده اند. همچنین واژه اوستایی ustrəmcā که در واژه شناسی پاره ای آن را به معنای زرین میگیرند _ و نه شتر_ به فروزان ترجمه شده. (همین اختلاف در معنا کردن این واژه پیرامون بیان معنای واقعی فرنام "زرتشت" نیز میان پژوهشگران وجود دارد). در ترجمه مصداق گرایانه فرنود از نیروهای دهگانه برونی و درونی، احتمالا حسهای پنج گانه آدمی و پنج درون نهاد تن، جان، وجدان (دین)، شعور(درک) و فروهر هستند.
در نخستین فرازهای هات 45 و سپس در هات پسین، زرتشت گویی در سخنرانی همگانی، همین مفاهیم _پیرامون اهورامزدا و رابطه اش با انسان_ و مفاهیم دیگر را باز میگوید برای کسانی که گرد آمده اند و خواهان شنیدنند.باید آیینش را بشنوند. آنگاه به کار بندند تا کامیاب شوند. و از برکنند، تا پسینتر با دبیره ای نو بنگارندش و بپراکنندش برای آنانی که دورند.
" اینک سخن میدارم. گوش بدارید و بشنوید ای کسانی که خواهان شنیدنید. ای کسانی که از دور و نزدیک فرا آمده اید."
" اینک سخن میدارم از آنچه اهورا مزدای دانا درباره بنیاد آیین زندگی به من بازگفت..."
" اینک سخن میدارم از آنچه در زندگی بهترین است.و از آنچه در پرتو راستی دریافته ام:
"مزدا آفریدگار راستی است..سرچشمه اندیشه نیک..."
" مزدا آفریدگار راستی است. مزدا سرچشمه اندیشه نیک و اندیشه نیک برای کوشش است. مزدا پروردگار پارسایی و پارسایی مایه نیکوکاری است.و مزدای از همه چیز آگاه را نمیتوان فریفت."
" اینک سخن میدارم از دو مینو که در آغاز آفرینش از آن دو، مینوی پاک به دیگری گفت. ما دو را نه اندیشه و نه آموزش و نه خرد و نه باور و نه گفتار و نه کردار و نه یابس و نه روان. با هم سازگار و همراهند..."
زرتشت رابطه ها، مفاهیم، مصداقها و آیینش را دراین هات با زیباترین فرازها بیان میدارد. ما در این معادله های هستی در کدام سو هستیم و چه میجوییم؟
"... باراستی میستایم او را.."
"..باشد که با مهر و در پرتو اندیشه نیک بدو برسیم.."
..باشد که او آنچه بهترین است به ما بیاموزاند."
"...همه رادان رستگاری خود از او جویند.."
.." رو بسوی اهورامزدا میآورم و با چشم دل او را میبینم...اورا هستی بخش دانای بزرگ میشمارم.."
...اهورامزدا با توانی خود به ما نیروی کار کردن بخشد تا... در راه پیشرفت مردمان بکوشیم."
" من این کسان را به ستایش تو راه مینمایم و از گذرگاه داوری میگذرانم.."
گذرگاه داوری ترجمان واژه "پل چینوت" cinwatỏ است. مفهومی که زرتشت آن را به معنای یک نام خاص بیان میدارد. که چه بسا مانند مفاهیم پیشین چیزی مینوی باشد. شاید مرزی فرضی میان خوبی و دی. نماد داوری پسین اهورامزدا.
چرا که در بند پسین میگوید:
" کاویها و کرپانها....روان و یابش اینان هنگام رسیدن به گذرگاه داوری بر آنان خواهد خروشید. و برای همیشه به سرای دروغ خواهند شد.."
همین واژه پسینتر به ویژه در نوشتارهای پهلوی باز هم معنای گسترده ای میابد و داستانسراهایی پیرامونش میشود. گذرگاهی ی که ایزدان داوری چون مهر و سروش و رشن آماده آنجا ایستاده اند تا با داوریشان، دروندان را از راستان جدا کنند. و آنان را به دوزخ خواهند فرستاد. این مفاهیم به دیگر فرهنگها نیز راه می یابند و چه بسا هر چه میروند پر و بال بیشتری به آنها داده میشود. تا در انتها دردین اسلام پل صراط خوانده میشود. پلی به باریکی مو که کافران را از دینداران جدا میکند و آنان را به سرای سوزان دوزخ میافکند.
"... اهورا مزدا برای کسی که...یاوران آیین را بدرستی میشناسد دوست و برادر و پدر است"
"مرا نیک بنگر. من از تو خواهان آن مهری هستم که دلدار به دلداده میبخشد..."
چه چیزی بالاتر از آنکه آفریننده آفریده اش را دوست خود انگارد؟ معشوق عاشق را چون دوستی پذیرا باشد و دلدار مهرش را به دلداده بخشد ....
اکنون _هات 46_ زرتشت باید که خواسته های خود را به مردمان باز گوید.مثالهایی از کسانی میزند و از پاره ای نام میبرد. اوضاع و احوالش را بیان کند. او را بسیار کم کسانی یاری میدهند. با اینکه گشتاسب را همراه دارد و انجمن مغان را بسوی خود خوانده، اما هنوز چه بسیارند که کمر به دشمنی او بسته اند. چه تنهاست و چه اندازه نیازمند یاری. خواسته اش اش را به دلدارش _ اهورا مزدا _ نیاز میکند. و از او یاری میجوید.
" .. کیست آنکه براستی خواهان نیک نامی و بلند آوازی انجمن مغان است؟ این کس براستی کی گشتاسب دلیر است..."
" به کدام زمین رو کنم؟ و به کجا روم؟ مرا از خویشان و یارانم دور میدارند. از همکاران نیز مرا خشنودی نیست. ونه از شهریاران کشور که هواخواه دورغند...."
"...میدانم که چرا ناتوانم. نوای من اندک و کسان من کم اند.من به تو می زبایم. مرا نیک بنگر...."
" کی سپیده دم آنروز فرا خواهد رسید. که راستی برای نگاهداری جهان بدرخشد؟..."
"..هنگامی که فرزندان و نوادگان فریان تورانی به راستی رو کنند ...و در پیشرفت و آبادانی جهان بکوشند. آنگاه اهورامزدا ...خوشی و رستگاری را بر آنها آشکار میکند"
"....ای فرزندان هیچدسب اسپنتمان..بشنوید آنچه را که برای شما بهترین است..."
"....ای جاماسب هوگو...اینک باسخنانی وافته با تو سخن میگویم..."
"
"....ای فرشوستر هوگو...."
اکنون که همه را فراخوانده، زرتشت رو به انسان باز میگوید:
"کسی که براستی خواست زرتشت را که ساختن جهان تازه است برآورده سازد. از پاداش زندگی جاودانه برخوردار میگردد....."
|
|