تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی - گزیده ای درباره میترا _ پژوهش آیدا آبادپور
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 

نخستين سند یافت شده از نشانی پیرامون میترا، در شرق به 1400 پيش از ميلاد و در غرب به 500 پس از ميلاد ميرسد.

اما ميترای غربی با نمونه شرقی آن بسيار متفاوت است. او در مركز يك جهان بينی فلسفی قرار ميگيرد . شمايل ميترا در غرب كه همواره درحال قربانی گاو است و تفسير حلقه زدن مار و عقرب و نمادهای ديگر در اطراف او بيانگر داستانی است كه در تعاريف شرقی از ايزد عهد و پيمان و روشنايی و ...كه خويشكاری ميترا درشرق است فاصله ی بسيار دارد.

ميترا در شرق به هيچ عنوان به چم يك مسیح يا نجات دهنده نمايان نميشود ._در استوره های ايرانی همانندی چنين خويشكاری را در كيومرث ميبينيم. او نيز ميميرد (شايد قربانی ميشود) و نطفه اش در ماه گرد آمده و از گياهی كه از آن ميرويد مشی و مشيانه زاده ميشوند(آفرينش)_. همچنين گاو با كيومرث در ارتباط تنگاتنگی قرار ميگيرد چندان كه با ميترای غربي. اين وظيفه در رم ابتدا بر گردن ميترا است. ميترای غربی نجات دهنده است شايد كه جا ی ساتورن يونانی را ميگيرد زيرا كه نجات دهنده به يونانی soter است.

او در رقابت با سل _خدای خورشيد_ پيروز ميشود و لقب خدای خورشيد شكست ناپذير ميگيرد. ميترا بار گناه انسان را بر دوش ميكشد. قربانی گاو نماد قربانی دادن برای بخشودگی است. تخمه گاو به ماه ميرود و پاكيزه ميشود.قربانی گاو نماد آغاز آفرينندگی جهان مادی پاك و بی گناه است. و اين نبرد نماد دشواريهای آدمی است در راه.

در بندهش آمده كه:

آنگاه كه مردگان بر پا ميخيزند سوشيانس گاوی را خواهد كشت و از آميزه چربی اش با گياه هوما شرابی خواهد ساخت كه عمر جاودان به مردمان ميبخشد.

هم چنين در انجيل متا ميخوانيم :

مسيح با رنجی بسيار صليب خود را بسوی تپه ای كشاند و چنين ندا در داد:باری كه بر دوش من است بپذيريد و به من اقتدا كند زيرا من مشحون به رحمتم و قلبی ساده دارم زيرا كه يوغم سبك يار است .

بنابراين در پس همه اين هماننديها نكته ای نهفته است و آن تمايل آدمی به داشتن يك ناجی است .ناجی در برهه ای در غرب نام ميترا را ميگيرد و سپس نيز درغالب عيسی مسيح جلوه ميكند. اما اين ميترا ميترای شرق نيست چرا كه ميترای شرق چنين ويژگی ندارد.(اما چنانكه ديديم در شرق هم استوره هایی از نجات دهنده هست.)

در اينجا به گمانم سه پرسش مطرح ميشود

نخست آنكه چرا اين همسانی در نام وجود دارد؟

و دوم آنكه اين همسانی يا شايد ايده گرفتن از چه زمانی آغاز شده؟

و ديگرآنكه آيا هيچ گاه ميترا يا مهر درايران (شرق) جايگاه مهمی نداشته است؟

برای پاسخ به آنها ميبايد به تاريخچه آنچه به عنوان مهرپرستی در اروپا ميشناسيم پرداخت و از سوی ديگر دين مهری اشكانی را بررسی كرد و دانست پيش زمينه های موجود در ذهن پيرامون مهر پرستی در اين دين تجلی يافته اند؟ كه اگر يافته باشند به گمان ميتوان زمان باورهای ميتراييسم ،دين مهری يا هرچه رنگی از مهر در آن است را چندين هزاره به جلو آورد.

اما پيش از آن گمان ميكنم نيازمند كمی روشنگری باشيم.اگر ثابت شود که ميترا به هر روی در شرق، خدای مهمی بوده ، شايد بتوان کمی اين ابهام را كه اصولا چرا اينقدر به روس نام میترا و نیز آیینش پافشاری میشود، پاسخ گفت:

در شرق چه در ودا ها و چه در اوستا نام ميترا به همراه وارونا يا اهورا آمده است. اما اگر ميترا را ايزد همراه اهورا مزدا بدانيم و يا به عقايد زروانگرايی بپردازيم كه در آن ميترا واسطه اهورا مزدا و اهريمن است .او بهر حال مرتبه ای بالا ميابد چندان كه او نيز در مرتبه ای پايينتر ايزدانی دستيار و همراه دارد كه از آنانند آريامن (ايزد نگهبان آريياييان) و نيز سروش و رشن.موضوعی كه وجود دارد واژه اهوره است.اهوره پسينتر در تركيب با مزدا صرف ميشود( به گمانم به چم كلی سروری و فرمانروايی).به احتمال زياد در گذشته بيشتر خدايان روشنايی پيشوندی از اين واژه داشته اند مانند اهورانی ،اهو وئيريه وا پام نپات كه فروزه اهوره را داردو....سپس و در مقطع جدا شدن سنت هند و ايرانی نام وارونا به كلی از منابع ايرانی حذف ميشود و به جای آن اهورا نماينده بالاترين خدا و همراه ميترا ميشود _به جای زوج ميترا ورونا، زوج ميترا اهورا_.سپس و در گذر زمان اين اهوره_كه هنوز نامی كلی است_ با پذيرفتن پسوند مزده به معنای دانا و.. حالتی ويژه _به معنای يك خدای ويژه_ ميابد و حتا_شايد با كوششهای زرتشت و سپس سازندگان دين مزديسنا_ از ميترا پيشی ميگيرد. از طرف ديگر در چيزی كه به عنوان انجمن مغان يا ميثره ميشناسيم دو دسته خدا وجود داشته كه هر كدام سر دسته ای داشتند . در يكی ميترا به همراه وارونا ،سروش و رشن و.. است .و در ديگری ورثرغنه در كنار وايو و چيستا و..

بنابراين درميابيم كه ميترا چرا اهميت داشته است و همانطوری كه انتظار ميرود ورثرغنه هم به همان اندازه مهم بوده. اما چيزی كه ميترا را در نظر اول مهمترنشان ميدهد يكی خويشكاريهای بيشتر اوست _كه گاه حتا در مقابل همند و نيز هنگامی كه در كنار هر ايزدی قرار ميگيرد گوناگون ميشود مثلا در كنار ورهرام ايزد پيروزی است. در كنا راشا ايزد عدالت در كنار سروش و رشن ايزد داوری و.._ و ديگری موقعيت مكانی و زمانی ويژه ای است كه سبب ميشود نقشش پررنگ شود:

نمای مهر يشت سرزمين سبزی را نشان ميدهد با چرا گاه های فراخ، كشتيرانی پر رفت و آمد و....اما سپس گويی نبردی با يكی از همسايگان در ميافتد كه آرامش مردمان را بر هم ميزند.

خدای ناظر روشنايی _ميترا_دست به كار ميشود در واقع اينجا او بيشتر از ورهرام نقشی پيكاری ميابد .چرا كه گردونه طلايی دارد، جنگ افزاری ويژه.يكهزار كمان و نيزه و خنجرو..... و بر ضد ديوان پيكار ميكند.آنگاه ايزدانی به ياری اش ميشتابند از آنانند وايو و ورثرغنه كه گاه در هيبت يك گراز با دندانهای تيز در كنارش نمود ميابد.

(بند های 12_16 مهر يشت)

(بنونيست لقب "ياخنه" كه به ميترا نسبت داده شده را به چم "از آن جنگ"ميداند)

موضوع ديگر به گمانم فراز و فرودهای ميترا است. چرا مثلا ناگهان در زمان اردشير هخامنشی ميترا در سه گانه ای در سنگنبشته نمايان ميشود ؟در حالی كه پيشتربرای مدتی زياد خبری ازآن نبوده؟اين همان چيزی است كه انسان را بدين انديشه وا ميدارد كه ميترا آن اندازه مهم بوده كه در زمانهايی كه برای ديگر خدايان _به ويژه سركرده ی آنان_خطر ناك بوده مخفی اش ميكنند. اما گاه ميتواند سر بلند كند.

يا مثلا سخنهايی كه پيرامون قيام گئومات برای برگرداندن اين آيين فراموش شده زده ميشود.....

البته پيرامون آنها هم ميتوان چنين توجيه كرد كه كمرنگ شدن يك خدای مهم برای پرستندگان آن دشوار و نابخشودنی است وآنان در پی هر فرصتی هستند كه او را دوباره قدرت بخشند حتا اگر پيشتر قدرتمندترين خدايان نبوده باشد.اما بهر حال در برهه ای گويا به او ظلمی روا داشته شده است.

برگرديم به پرسشهای بنيادين خود.

1سابقه مهر و آيين برگرفته از آن در غرب :

به گمان من سابقه سخن از ميترا در غرب چيزی بيش از قرن های نخست ميلادی نيست.

و ورود آن ابتدا ميبايست به سبب هماننديهای آن با ايزدان غربی باشد. مثلا هنگامی كه ميبينيم هردوت از ميترا ياد ميكند اما سپس پی ميبريم كه او گاه آن رابه جای آناهيتا يا حتی آفروديت به كار ميبرد. متوجه اين همسانيها_که گاه سبب اشتباه گرفتنشان با هم میشود!_ ميشويم. بنابراين چه بسا، حتا هنگام ورود مهر به غرب _اگر آن را بين سپاه رم بگيريم_ همسانيهای ابتدايی سبب پذيرش آسان آن شده است.مثلا اينكه سپاه رم هنگامی كه دورا_منطقه ی از سوريه _را از پارتيان ميگيرند، در آنجا مهرابه ای برپا ميكند. ممكن است اينكار نخست به سبب انگيزه های سياسی باشد. اما در گامهای پسين نگرش ديگری به وجود ميايد.ميترا به جای آپولو جايگزين ميشود وبدين ترتيب سربازان رومی واقعا در پی برخورداری ازحمايت ايزد دشمن به سود خود بر ميگردند! در حالی كه خاطره خدای خود_آپولو _را فراموش نكرده اند.ميترا در ميان آنان لقب" آپولو پارتيكوس" ميگيرد (آپولو پارتي) .

( _پيشتر هم آناهيتا را" ونوس ويكتريكس پارتيكا" ميخوانده اند به معنای منوس پيروزمند پارتي_.)

روميان با ايزدان ايرانی نه تنها رویارویی نميكردند.كه اگر وارون با در برابر شیوه زندگيشان نبود حتا ميپذيرفتندشان.انگيزه اينكار هر چه باشد سبب شد كه ايزدان ايرانی به ويژه ميترا _از آنرو که همان زمان در ميان ايرانيان نيز از اهميت ويژه ای بر خوردار بود_ در ميان غربيان رواج پيداكند و حتا پسينتر پاره ای امپراتوران سنگ او را بيشتر از خود ايرانيان به سينه بزنند! تا آيين ميتراييسم رمی به وجود آيد.

مثلا پس از نرون مهر پرستی تا سواحل انگلستان ميرود.و در مركز اعتقادات ايمان به خورشيد قرار ميگيرد .پس از كنستانتين اين آيين زير زمينی شده.بنابراين دگرگونيهای بسياري در آن رخ میدهد.

اما نكته ديگر برقراری آيينهای مربوط به ميترا در غرب و انگيزه ايجاد آنهاست.

از سویی زمزمه هايی از رسيدن ميترا به غرب توسط آنچه مثلا پلوتارك "مغان يونانی مآب آسيای خرد" يا راهزنان کیلیکیه مينامد وجود دارد.(بنابراين چه بسانشانه های ميترا از پيشتر هم وجود داشته يا در واقع كم كم به ساير نقاط راه يافته .مثلا در كماژن_ شمال سوريه _ به همراه هليوس و هرمس و آپولون پرستش ميشده. سپس لقب هايی ميگيرد و به همين ترتيب...) وديگر آنكه در ره يابی به سمت غرب شكلهای ويژه ای ميابد(يعنی وقتی به غرب رسيده كاملا دگرگون شده است).چيزی كه برخی از آن با نام آيينهای مرموز ساخت مغان كلدانی و.. ياد ميكنند.

و از سوی ديگر سخن از دين مهری اشكانی است .كه اگر روشن شود ميتوان آن را آغاز راستين ورود آيينی به نام مهر در اروپا دانست.

بنابراين گمان ميكنم بيشتر كوشش ما ميبايست بر روی شناخت و دستيابی به دين مهری اشكانی ، پيامبرش و آموزه هايش باشد...

سرچشمه ها :

آيين مهر:مارتين ورمازرن

دينهای ايران باستان :نيبرگ

پيامبر آريايی : امید عطایی

گزارشات كنگره مهر شناسی : مرتضا ثاقب فر

 |+| نوشته شده در  86/07/10ساعت 14  توسط آیدا آبادپور  | 

  RSS 

 
  بالا