|
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران |
گرچه بسیاری نویسندگان و پژوهشگران به برشمردن اصول و پایه ها پرداخته اند. اما پاره ای از آنان بیشتر به پایه های دین مزدیسنا توجه کرده اند تا اندیشه های خود زرتشت.
پاره ای هموندان به برخی موارد اشاره کردند.
آیا سه پایه اندیشه و گفتار و کردار نیک اساس اندیشه زرتشت است؟
آیا شش فروزه ای که اشو زرتشت از آنان نام میبرد و سپس با نام امشاسپندان _در هفتن یشن_ به آنها اشاره میشود. پایه هایی هستند که انسان با رسیدن به آنها به خوشبختی که فرنود اشو زرتشت است دست میابد؟
به بررسی سروده نخست زرتشت ( هات 28) میپردازیم. که میتوان آنرا گزیده ای از کل گاتها و اندیشه های زرتشت دانست.
زرتشت در نخستین سخنش میگوید که با دستان بر افراشته به پروردگار نماز می آورد و از او میخواهد کاری کند که :
" با همه ی کارهای پاک و راست که با خرد و اندیشه ی نیک انجام میشود. روان آفرینش را خشنود سازم"
و این روان آفرینش یکی از تجسم هایی است که زرتشت در دومین سروده اش معرفی میکند. جان جهان که نماینده و نماد همه آفرینش جز انسان است و در برابر او زرتشت که نماینده انسانهاست.
شکل اوستایی این واژه "گئوشچا اوروانه" است. گئوش را بسیاری گیتی و اوروان را همگان روان معنی کرده اند.
بسیاری نیز گئوش را گاو معنا میکنند که در این میان اندکی آنرا همان جانوری که ما میشناسیم و دیگران گاو به عنوان موجودی نمادین میشناسانند. بسیاری از ره به جایی نبرده و با معنا نکردن آن و گذاردن واژه گئوشرون خود را خلاص کرده و مخاطب بینوا را سردرگم رها کرده اند!!.
سپس زرتشت از مزدا اهورا دوباره میخواهد، اکنون که با اندیشه نیک به سویش آمده در پرتو راستی او را از زندگی مادی و مینوی بهره مند سازد.
در بند پسین او اینبار در کنار اهورا همان اندیشه نیک و راستی را نیز به یاری میخواهد تا انسان را به خوشبختی و شادی برسانند.
"ای راستی کی تو را خواهم دید؟ ای اندیشه نیک کی با دانایی تو را در خواهم یافت ؟…. کی آوای درونی مزدا را خواهم شنید؟"
راستی و خرد یافتنی است. آنها را باید یافت و آنگاه به اهورا راه یافت. این همان بنمایه عرفان آریایی است. سخن از راه یافتن و یکی شدن با اهورا مزداست و نه بندگی و عبادت همیشگی او. باز تکرار میکنیم که پی بردن به منظور زرتشت در سرود نخست، نیازمند درک و فهم سرود دوم میباشد. اگر به خوبی شخصیت های سمبلیک هات ۲۹ را بشناسیم، آنگاه پی خواهیم برد که خطاب زرتشت در هات ۲۸ به راستی و وهومن (اندیشه نیک) برای چیست و چرا او خواهان خوشنود سازی روان آفرینش و راهیابی به اهورا مزداست؟
زرتشت سپس از اهورا مزدا نیروی مینوی و شادمانی میخواهد تا توانا شود که بر ستیزه جویان چیره شود. و ستیزه جویان آنانند که راه را بر راستی بسته اند. گویا شادی به همراه نیروی اندیشه توان چیرگی را در پیروان راستی فراهم می آورد. و این پیروان همه مردمانند. همه انسانهایی که همگام با راستی هستند.
" ای راستی بخششی را که پاداش اندیشه نیک است به ما ارزانی دار"
و چه چیزی ارزانی داشتنی است؟چه بخشایشی در کار است؟ زرتشت خود میگوید "اندیشه نیک را بر همه ببخشای"
راستی اندیشه نیک می آورد و پاداش اندیشه نیک، راستی است.
" ای اهورا مزدا آرزوی کسانی که راست و نیک اندیش و درست کردارند را بر آورده ساز. من نیک میدانم که نیایشهایی که از دل بر آید و برای انجامی نیک باشد پاسخ خواهی گفت"
کاری نیک است که اندیشه نیک پشت آن باشد و نیز سر انجام و نتیجه ای نیک داشته باشد.
و در انتها زرتشت خود را نگاهبان راستی میداند.
" راستی و اندیشه نیک را برای همیشه نگاهبانم"
در واپسین فراز این سروده پرسشی بیان میشود. که شاید تاکنون یا در آینده پاسخ قطعی برای آن نباشد اما درخواستی است که اشو زرتشت از روی دانایی و اندیشه اش از اهورا مزدا میکند.
"بیاموز و بازگوی که هستی و آفرینش چگونه پدیدار گشته است؟"
توجه شود که دست یافتن به یک پرسش بنیادین، نخستین و بزرگترین گام به سوی یافتن پاسخ و در نتیجه یک کشف علمی میباشد. هیچ کشف و اختراعی نشده است. مگر اینکه خود دانشمند و یا پیشینیان او سالها و دهه ها و سده ها و حتا هزاره ها بر روی پرسشی کار و پژوهش کرده اند. چرا؟ چگونه؟ کی؟ کجا؟ و ...
و اینچنین است که فیلسوفان یونان باستان که ما ایرانیان آنها را معلمان اول بشریت خوانده ایم، زرتشت را نخستین اندیشمند و فرزانه میدانستند. چراکه پایه ای ترین و بنیادی ترین پرسشها را او مطرح کرد. حتا اگر در همان زمان کسی را یارای پاسخدهی به آن نبود، در آینده تئوری ها ساخته شده و اثبات شدند. هرچند که پرسشی که زرتشت در سرود نخست بیان میکند هنوز به شکل قانع کننده ای پاسخ گفته نشده است. این جهان چگونه پدیدار گشت؟
اما باز میگردیم به پرسش آغازین. چرا راستی و خرد یگانه پایه ها و اصول آیین زرتشت هستند و همین و بس؟
زرتشت خود پاسخش را در هات ۵۱ بند سوم میدهد :
"به درستی که دوست زرتشت کسی است که هوادار راستی و پیرو خرد خدادادی باشد"
اینجا پیش زمینه ذهنی ما درباره دوستان زرتشت و زرتشتیان به هم میریزد. زرتشت حتا شناسایی و ستایش اهورا مزدا را نیز از پایه های آیین خود قرار نمیدهد. آنکس که هوادار راستی و پیرو خرد باشد، حتا اگر خود زرتشت را نشناسد هم، زرتشت او را دوست خود میداند و آنکس که ادعای دوستی زرتشت را میکند، اگر از این دو پایه به دور باشد، دوست زرتشت و زرتشتی نیست. اینجاست که میگوییم محتوای آیین زرتشت هیچ همسانی به دینها ندارد. چراکه همانطور که میدانیم نخستین اصل و پایه یک دین، شناسایی و ستایش خدای آن دین که نام و ویژگی هایی دارد، میباشد.
در این نشست سخنان فراوانی درباره جداناپذیری این دو پایه اساسی و راستین نبودن هیچکدام بدون دیگری نیز رفت که آنرا به گزارش نشست پسین موکول میکنیم. چراکه در نشست پسین نوبت به کنکاش درباره سرود سوم یا هات ۳۰ میرسد که مهمترین و ارزشمندترین و تابناکترین سخنان زرتشت را در خود جای داده است. و آنجا خود زرتشت بهتر از همه ما هماهنگی و نزدیکی این دو پایه و بی فایده بودن یکی بدون دیگری را روشن میسازد.
شایسته گوشزد است که در این نشست یکی از هموندان گزیده ای از اندیشه های منوچهر جمالی (پژوهشگر برون مرز فرهنگ ایران و فلسفه) را درباره اوضاع و احوال آریاییها پیش از زرتشت و آسیب بزرگی که زرتشت به اندیشه آریاییها زد، بیان کرد و قرار شد تا گزیده ای از اندیشه های این پژوهشگر را در اختیار همه هموندان قرار دهد تا بهتر بتوان به بحث پیرامون آن نشست.
پ.ن : آنچه از گاتها خوانده و نوشته شد، برگرفته از ترجمه گاتهای دکتر حسین وحیدی بود.
|
|