تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی - نام‌آوران ايران‌زمين
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 
خبرنگار امرداد-شهداد حیدری: «‌ميرزا آقاخان كرماني از شگفتي‌هاي روزگار و از مردان بزرگ همه‌ي تاريخ ايران است. ژرفاي انديشه و پختگي نوشتارهاي او‌، خود گواهي روشن بر بزرگي اوست. اگر فراموش نكنيم كه ميرزا آقاخان در روزگار ناصري مي‌زيست و انقلاب مشروطيت را نديد و تنها ٤٤ سال زندگي كرد‌، آنگاه بزرگ خواندن و پيشگامي او را سخني گزافه، نخواهيم دانست. اما شگفت است كه كمتر به ديدگاه‌هاي او پرداخته شده است. حتا مي‌توان گفت كه ميرزا آقاخان چهره‌اي گمنام دارد.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  89/12/03ساعت 14  توسط ایرانشناسی  | 
روشن نيست كه نولدکه، شاهنامه را با «ایلیاد و اودیسه» اثر هومر می‌سنجد يا با نوشته‌هاي برجسته‌ي ادبی اروپای نوین، پس از رنسانس.

چه‌كسي مي‌تواند ادعا كند كه در دو اثر هومر، زنان، نقشی پررنگ‌تر از شاهنامه‌ي فردوسی دارند؟


حتا در نگاشته‌هاي نويسندگان بنامي همچون «ویلیام شکسپیر»، »ویکتور هوگو» و «چارلز دیکنز» و ... نيز كه چند سده، دیرتر از فردوسی و پس از پیروزی جنبش‌های آزادی‌گرایانه‌ي اروپا، دست به نگارش زده‌اند، زنان را در فضاهایی بیرون از «هوس» و «عشق» نمی‌یابیم.

البته به اینها نیز نمي‌توان اتهامي بست چراکه کسی که تاريخ را مي‌نويسد و یا قصه و رمان، باید آن‌چه که از گذشته شنیده و آن‌چه که امروز، می‌بیند را بنویسد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  89/05/04ساعت 15  توسط ایرانشناسی  | 

روز نخست ارديبهشت را روز بزرگداشت سعدي ناميده اند.


سعدي را ايرانيان و جهانيان بهتر از هر شاعر و سخنور و حكيم ايراني ديگري ميشناسند.

اگر فردوسي،‌ حافظ، نظامي و مولوي با نظم خود جاودانه شدند، سعدي به جهت درخشش در هر دو بخش نظم و نثر، تاثيري بي همتا و تكرار نشدني بر زبان و ادب پارسي نهاده است. تاثير نظم بر زبان محدود است و بيگمان نثر سعدي ست كه درست و يا نادرست، سازنده نثر فارسي پس از اوست.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  89/02/05ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

 

                                          

 

 

وقت سحر است خیز ای مایه ناز         نرم نرمک باده ده و چنگ نواز

کانها که بجایند نپایند دراز                 وآنها که شدند کس نمیاید باز

 

در نظر خیام، آدمی یکی از هزاران هزار موجودی است که گام به هستی نهاده و از ترکیب طبایع آن پدید و از انحلال آن، ناپدید میشود. طبایع و عناصر پیوسته در امتزاج و انحلالند. و تنها راستی ای که میتوان درباره انسان به آن یقین داشت، مرگ است. رباعیات خیام پناهگاه یا حتا گریزگاه او از این اندیشه سمجند. و اینجاست که خیام دانشمند و حتا عارف، در لباس شاعری کسی دیگر میشود. خیام حیران به هستی مینگرد و اندیشه سرگردان خود را در جملات کوتاهی بیان میدارد. مردم این زمزمه ها را رباعی مینامند.  مانند همه ما که در کنار روزمرگیها و آنچه با نام شخصیت اجتماعیمان میشناسند، گاه به کارهایی این چنینی دست میزنیم. نقشی مینگاریم، قلمی میفرساییم و یا ترانه ای میسراییم. در نهاد هریک از ما خیامی هست که ما را از روزمرگیهامان دور میدارد و به حقیقتی بزرگتر میکشاند.

 

 

اصلیترین درونمایه های رباعیات را چیستی زندگی و مرگ، جبر و تقدیر، شک و حیرت، شر و داد، این جهان و زمان، زندگی پس از مرگ، و حقیقت شراب دانسته اند. این هفت بخش را زیرنام (( مکتب اندیشه ای خیام )) میدانند. رباعیات خیام  نماد نیرومندی برای بحث میان مسیحیت و سکولاریسم غربی شد. صدای غربیهای بیزار از دین مداری را منعکس میکرد و به روی و ریای روحانیت کنایه زده و مبلغ نوعی اومانیسم بود. شرق نا آشنا و راز آلود، بدین سان در خیامی که رباعیاتش معرف او بودند تجلی یافته بود و این را بی شک باید سپاسگزار نبوغ شعری خود شاعر و نیز مترجم برجسته او فیتز جرالد دانست.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/02/28ساعت 12  توسط آیدا آبادپور  | 

 

این جستار پیشتر در هفته نامه امرداد چاپ شده است.

 

 

آرامگاه فردوسی بزرگ

 

زمانی که به تنهایی او فکر می کنی ستونهای بدنت شروع به لرزیدن می کند و من باز به تنهایی او فکر می کنم و بزرگی اش که در عین حال که همه ما امروز ارزش خود را بعنوان ایرانی پاکزاد به او مدیون هستیم، ولی این چنین او را در لابلای شاهنامه خاک خورده کتابخانه مان تنها گذارده ایم. اما او باز همچنان از لابلای دفتر تاریخ سرزمینمان پرتو افشانی می کند و ما را و تاریخمان را رها نمیکند و هنوز شاهنامه اش این دفتر پربرگ تاریخ ایران او، سپری است در برابر چشمان پرکینه هر بیگانه _ چه ترک چه تازی چه_ و چه شناسنامه دار ظاهرا ایرانی!!. خوب است او را بیشتر بشناسیم. شاهنامه اش را باور کنیم و روز به روز و لحظه به لحظه با شعار "دریغ است ایران که ویران شود" او زندگی کنیم  که تمام عمر برای شناخت او کم است.

 

پی افکندم از نظم کاخی بلند                که از باد و باران نیابد گزند

 نمیرم از این پس که من زنده ام             که تخم سخن را پراکنده ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین       پس از مرگ بر من کند آفرین

 

همایش بزرگداشت فردوسی برای دومین سال پیاپی در کاخ نیاوران ۵شنبه ۲۶ و آدینه ۲۷ اردیبهشت از ساعت ۱۵ تا ۲۰ برگزار خواهد شد. 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/02/25ساعت 11  توسط ایرانشناسی  | 

سعدیا   مرد نکونام نمیرد   هرگز                                  مرده  آن  است  که  نامش  به نکویی نبرند

 

 

  • در جهان بینی سعدی نوعی اومانیسم نهفته است که آدمی را به آدمیت میخواند. اومانیسم سعدی، گرچه ممکن است متفاوت با آن اومانیسمی باشد که پانسد سال بعد در غرب پیدا میشود و با تکیه بر معنای اصالت انسان، نوعی دیگر از اصالت وجود را معنا میکند، اما در همین کاربرد تمامیت دادن به انسان و کوششهای او نقشی مهم ایفا میکند. چندان که بسیاری، همزمانی شکل گیری این فلسفه در غرب و نخستین ترجمه گلستان در فرانسه را تصادفی نمیدانند. 

 

  •  در ارتباط دادن این نگرش با مفهوم آفریدگار، ( که همین آن را دربرابر و ناهمسان با نگرش اومانیستی سکولار  تقریبا جدید غرب قرار میدهد و در واقع نویی هستی گرایی _اگزیستانسیالیسم_ به نگرش سعدی میدهد.) جهان صحنه همیشگی سماعی است که خداوند خود، نقش آفرینان آن را انسانها قرار داده. 

 

  • بوستان، نمونه ای است از زندگی آرمانی دلخواه سعدی. این آرمانشهر همزمان و همسان، تصویری است از پرگشایی آدمی به فردوس برین و تلاش و نویدی برای بازسازی این جهان.  

 

  • آنچه گلستان را هنوز در مرکز توجه فارسی زبانان و حتا دیگران قرار داده درکنار تمثیل وار و پند آموز بودن آن، پیوند عمیق آن با زندگانی روزانه و زبان مردم ، تنوع در بیان نکات و پندها، نثر زیبا، موزون و اشعار متناسبی است که اسلوبی ویژه خود شیخ را آفریده است.

 

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/02/01ساعت 15  توسط آیدا آبادپور  | 


« طبيعت دل‌ها بر عشق به دانش استوار است و خميره‌ی وجود آدمی از ضد علم، يعنی جهل، متنفر است. ولی در روزگار ما چنين نيست و وارون آن رواج دارد، چگونه ممكن است دانشی به وجود آيد و يا دانشمندی نوخاسته پديد آيد..»

(ابوريحان بيرونی – ماللهند )


محمد فرزند احمد، نامور به ابوريحان بيرونی خوارزمی، در شهريور ماه 320 خورشيدی (362 ه.ق و 973 م) در شهر «بيرون» از کرانه های خوارزم (ازبكستان امروزی) زاده شد. پدرش، ابوجعفر احمدبن علی انديجانی، اخترشناس دربار خوارزمشاه در رصدخانه‌ی گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پيشه‌ی مامايی داشت. او ايرانی بود و به زبانهای عربی، فارسی، سانسكريت، سغدی، سريانی، عبری و تركی چيرگی داشت؛ چنانكه نوشته‌هايی به همه اين زبانها دارد. بدبختانه برخی از دانشنامه های معتبر او را دانشمند عرب!! خوانده اند و این درحالی است که بیرونی همه عمر در فضای ایران فرهنگی زیسته و ما هیچ دلیل و مدرکی که نشانه عرب بودن خانواده او باشد، را در دست نداریم. برخی نیز به جهت اینکه خوارزم همواره در معرض یورش اقوام ترک بوده، او را ترک خوانده‌اند. با اینحال ابوريحان در نسك نامورش "آثار الباقيه عن القرون الخاليه" درباره‌ی مردمان خوارزم چنین مي‌نويسد : "آنان بخشی از ايرانيان و شاخه‌ای از آن درخت تناورند."


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/12ساعت 23  توسط ایرانشناسی  | 
 

جنگ ملی ايرانيان در چالدران، روايتي تراژيك از نبردی نابرابر است.

در چالدران، ايرانيان با دشمني جنگيدند كه شمار سربازانش، ‌١٠ برابر سربازان ايراني بود. اما اين امر، تزلزلي در دل سربازان ايراني به وجود نياورد و آنان تا لحظه مرگ دليرانه در مقابل سپاه عثماني ايستادگي كردند.

در اين نبرد، بیش از ‌‌٢٠٠ هزار نفر سرباز مسلح به توپ، در برابر ‌‌٢٩٧٥٠ نفر از قشون ايراني، صف‌آرايي كردند. ‌٤١ هزار نفر از سپاهيان عثماني و ‌‌٢٩ هزار نفر از قشون ايران در اين كارزار كشته شدند. اما حتا يك نفر از سپاهيان ايراني به اسارت عثماني‌ها در نيامد. در حالی كه ايرانيان دو هزار ترك را اسير كردند. گرچه شاه اسماعيل با گروهي از نخبگان قزلباش (سرخ سر)، بخشي از توپخانه‌ي عثماني را از كار انداخت. ولی در پایان پيروزي برای آنان رقم خورد.

 

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/09ساعت 21  توسط ایرانشناسی  | 
ابوبکر محمد پور زکریا سرشناس به رازی، نخستین دانشمند بزرگ و جهانی در میان ایرانیان مسلمان در حدود سال 863 میلادی (251 هجری) در شهر ری زاده شد. اگرچه ایرانیان رازی را «کاشف الکل» میشناسند، ولی خدمات او آنقدر زیاد است که در بیرون از ایران، هنگام سخن گفتن از رازی، ممکن است اشاره ای به الکل نیز نشود. بی گمان بزرگترین دستاورد پژوهشی او گردآوری کتاب «الحاوی» یا کتاب جامع پزشکی و داروسازی میباشد. این کتاب در اصل 20 پوشینه داشته که بدبختانه نیمی از آنها از کوران حوادث نجات یافت. و پایه گذار جهش و پیشرفت دانش پزشکی در قرون وسطا گشت. الحاوی اگرچه ترکیبی از دانش پزشکی شرق و غرب است ولی مشاهدات و تجربیات فیزیکی شخصی رازی، آنرا به یکی از بی مانندترین کتاب های تاریخ پزشکی تبدیل کرده است. یکی از سرشناس ترین رساله های او، «رساله آبله و سرخک» میباشد که در آن رازی نخستین تعریف از بیماری آبله را ارائه میدهد. پژوهشگران با توجه به آگاهی هایی که رازی از آناتومی بدن داشت، نتیجه میگیرند که او برای نخستین بار به صورت حرفه ای به تشریح بدن انسان یا میمون _ جانور همسان انسان_ پرداخته است. او همچنین از سیستم عصبی و کارکرد نخاع آگاهی داشت.



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/04ساعت 20  توسط ایرانشناسی  | 

 

حسین پورسینا سرشناس به بوعلی سینا فیلسوف، پزشک و حکیم سرشناس ایرانی سده دهم و یازدهم میلادی (چهارم هجری) یکی از ستاره های درخشان دانش در تاریخ بشریت میباشد. او در سال 980 میلادی در نزدیکی بخارا در قلمرو حکومت فرهنگ پرور و دانش گستر سامانی به دنیا آمد. با توجه به اینکه خانواده او از وضعیت ممتازی برخوردار بود، او در کودکی به انش آموزی در علوم گوناگون از جمله پزشکی پرداخت. به طوریکه در 18 سالگی به خاطر فعالیت هایش از طرف حاکم بخارا به ریاست بخش علمی سامانیان منصوب شد. ولی در سال 999 با سرنگونی سامانیان او مجبور به ترک دیار و کوچ به سوی شهرهای دیگر شد. نخست گرگان را برگزید و در آنجا در زمینه منطق و ستاره شناسی به کار پرداخت. پورسینا 18 سال پایانی زندگی خویش به عنوان مشاور علمی حاکم اصفهان فعال بود و در پایان در همدان در سال 1037 بدرود زندگانی گفت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/06/01ساعت 21  توسط ایرانشناسی  | 

  RSS 

 
  بالا