|
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران |
یکی از نخستین نمونههای نجاتبخش را دستپروردهی زرتشت، پیامبر ایرانی، میدانند. در گاهان[۱] زرتشت اصطلاحی به نام “سئوشیَنتَه” را ابداع کرد و به کار برد تا پیش از دوران معاصر این واژه ترجمه لفظی نمیشد. بلکه همچون یک نام، برای نجاتبخش دین زرتشتی[۲] به کار ...
ادبیات آخرالزمانی و منجیباوری نیز همچون بسیاری از دیگر از عناصر مهم یهودیت در دورانی متاخر به این دین راه یافتهاند. در تورات (کتابهای پنجگانه)[۱۰] و کتابهای پس از آن تا پیش از آثار دوران ماد و هخامنشی، یعنی “تواریخ ایام ۱ و ۲″، “ارمیا”، “حزقیال”، “دانیال” و “اشعیا” اثری از باور به منجی و نیز باور به قیامت، بهشت و دوزخ و فرشتگان الهی، نیست. بلکه ....
بنابر انجیلهای رسمی، عیسی سه روز پس از مرگ از گور برخاست و به آسمان رفت و بدین ترتیب به حواریون ثابت کرد که “مسیح موعود” ....
مسلمانان به پیامبرانی چون حضرت خضر و حضرت عیسی مسیح باور دارند که نمردهاند و در پایان جهان به کمک مهدی موعود خواهند شتافت. ولی در توصیف این “مهدی موعود مسلمان”، اتفاق نظری نیست. از همین رو در صدر اسلام و بیدرنگ پس از دوران خلفای راشدین ...
در اوپانیشادِ برهمنان درباره منجی آخرالزمان میخوانیم: “این مظهر ویشنو ظاهر میشود و شریران را هلاک میسازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت میدهد. این مظهر دهم در انتهای عالم ظهور ...

خبرنگار امرداد- شهداد حیدری: «رويداد ناخوشايندي كه در دهههاي گذشته در پژوهشهاي ديني روي داده، آن است كه هرجا نامي از خورشيد به ميان ميآيد آن را با دين و آيين مهري يكي ميگيرند. در حالي كه با نگاه به اوستا درمييابيم كه مهر و خورشيد يكي نيستند. حتا در "خرده اوستا" هم ايندو، جداي از هم دانسته شده است. همانگونه كه دو يشت "خورشيديشت" و "مهريشت" داريم، در خردهاوستا هم دو نيايش آورده شده كه جدايي اين دو را نشان ميدهد؛ دو نيايش خردهاوستا يكي "مهر نيايش" است و ديگري "خورشيدنيايش".»
آنچه بازگو شد بخشي از سخنان بهرام روشنضمير، پژوهشگر تاريخ و گاهشماري ايران، در دومين گفتار او با عنوان «بررسي روزها در گاهشماري باستاني» بود. او نخست چكيدهاي از سخنان نشست پيشين خود را بازگو كرد و گفت: «در گاهشماري ايراني، هر روز مفهومي ويژه دارد و از حكمت و فلسفهاي پيروي ميكند. در آغاز روزهاي سي گانه، نخست نام "اورمزد" ميآيد و آنگاه نام شش امشاسپندان و سپس نام ايزدان. اين نامگذاريها گواه يك دگرگوني ديني در انديشهي ايرانيان، در روزگاران بسيار دور است.
خبرنگار امرداد- شهداد حیدری: «دگرگون كردن واژهي "سپندارمزد" به "اسفند" دشواريي پديد آورده كه به نارسايي معنايي ميانجامد. "آرمزد" از "آرميتي" اوستايي گرفته شده است؛ پس سپندارمزد، آرامش سپندينه(:مقدس) است. اما در واژهي "اسفند" پيدا نيست كه چه چيزي "سپند" و مقدس است. اين نارسايي از آن رو پديد آمده است كه واژهي "آرمزد" را از "اسفند" جدا كردهاند. بنابر اين بهكار بردن واژهي «اسفند» براي ماه پاياني سال، چندان معناي روشن و رسايي ندارد.»
آنچه بازگو شد، پارهاي از سخنان بهرام روشنضمير، پژوهندهي جوان كشورمان، در نشست بنياد جمشيد جاماسيان بود. او در دنباله به گاهشمار كهن ايران اشاره كرد و گفت: «در گاهشمار باستاني، يا گاهشمار اوستايي/ مزديسنايي، هر ماه سي روز است و هر روز به نامي خوانده ميشود. چنين ويژگي را در گاهشماريهاي ديگر ايراني سراغ نداريم. براي نمونه، در گاهشماري هخامنشيان، آنچنان كه در سنگنبشتهي بيستون آمده است، با آن كه هر ماه سي روز است، اما براي شمردن روزها، شمارهها(:اعداد) را بهكار بردهاند. شايد چون داريوش ميدانست كه بر سرزميني پهناور با قومهاي گوناگون فرمان ميراند و بهكار بردن شمارگان بهجاي ناميدن روزها، كاربردي همگانيتر خواهد داشت.»

ب
* درباره آیین ها و باورهای دینی ایرانی و یا اسلامی تا امروز یا کاری نشده و بهتر بگوییم جرات کار کردن نبوده و یا اگر بوده با واکنش منفی هواداران آن دین و مسلک روبرو بوده. هرکس دیگری، زرتشتی یا نازرتشتی، ایرانی یا بیگانه، چنین پرحجم و ریزبینانه درباره تک تک آیین ها و باورها و سمبل های باستانی ایرانی فیلم بسازد، به شدت مورد نقد قرار خواهد گرفت. به فرض محال هم که کسی پیدا شود فیلمی بسازد که اکثریت پیروان رسمی دین زرتشت در ایران آنرا بپسندند، آنگاه باید نقدهای تیز تر از شمشیر دانشگاهیان و ایرانشناسان و پژوهشگران آکادمیسین را تحمل کند. این را از من بپذیرید که دیریست در این باره می اندیشم. بنابراین به گمان من منتقدان محتوایی آثار آقای نقاشی چه زرتشتی و چه نازرتشتی، بهتر است بپذیرند که حسن نقاشی نه برای آنان که نخست برای خود و سپس برای همه مردم فیلم میسازد و اگر هم در موضوعات اختلاف برانگیز پژوهشی نظر شما را بپذیرد، آنگاه گروهی دیگر به مخالفت خواهند پرداخت. و هم حسن نقاشی و یارانش که خود من هم از آنانم باید آستانه تحمل خود را بیشتر کرده و بپذیریم که ساختن و آفرینش و خلق کردن بدون نقد و مخالفت بی معناست و هرچه اثر تاثیر گذارتر باشد، نقدهایش پرحجم تر و تیز تر خواهند بود. به ویژه ورود به محتوایی به نام استوره و آیینها و باورهای ملی و دینی...


برای سخن درباره استوره های میانرودان یا بین النهرین باستان، نخست باید تقسیم بندی داشته باشیم که اصولا فرنود از میانرودان باستان چه سرزمین یا تمدنهایی است. نخستین تمدن مهم میانرودان بیشک تمدن سومر است. تمدنی کهن که اطلاعات درباره آن کامل نیست. اما پیشینه آن را تا حدود 5000 سال پیش نیز بر میشمرند. پس از آن ما با جایگزینی اقوام آشوری و سپس بابلی در این ناحیه روبرو هستیم و در نهایت ایلامیها حدود 1100 پیش از میلاد به این سرزمین دست می یابند.
از استوره های معروف سومری، گیلگمش، طولانی ترین استوره به جامانده از میانرودان باستان است. گیلگمش پادشاه نیمه خدای اوروک به دنبال معنای زندگی جاودانه است. در میانه داستان او به یک بازمانده از توفانی بزرگ بر میخورد. این توفان مانند تمام نمونه های توفانی به سبب مجازات انسانها برپاشده است...
بیشتر قسمتهای حماسه گیلگمش در ویرانه های معبد نبو در نینوا و کتابخانه آشور یافت شده است.
تقریبا به طور قطع میدانیم که گیلگمش در دوران سلسله نخست، حدود2600 پیش از میلاد یکی از فرمانروایان اوروک بوده است. گیلگمش پادشاه نیمه خدای اوروک به دنبال معنای زندگی جاودانه است. در میانه داستان او به یک بازمانده از طوفانی بزرگ بر میخورد. این طوفان مانند تمام نمونه های طوفانی به سبب مجازات انسانها برپاشده است. میبینیم که در استوره میانرودانی وارون بیشتر استوره ها، آفرینش همچنان خدایی باقی میماند. یعنی در استوره های پیشین آفرینش یا کاملا بر مبنای انسان بود و آفرینش مادی و یا از مبنایی خدایی آغاز میشد اما به انسان میرسید و از نیمه ها استوره به سوی آفرینش مادی تر میرفت اما در اینجا اینطور نیست نقش خدایان بسیار پررنگتر است. باز هم دو مبنای خیر و شر دارند اما وارون استوره هایی مانند استوره مانی و نیز زرتشت، به انسان نمیانجامد. ونیز این، قلمرو خوبی نیست ، که به انسان نزدیک تر است و انسان به یاری او میشتابد. اصولا اینگونه ارزش گذاری خیلی دیده نمیشود.
به نظر میرسد امروز 350 میلیون نفر، در آسیا بودایی باشند.
هومر آبرامیان میگوید : هنگامی که زرتشت پدیدار شد، آریاییها دارای یک سامانه زیر نظر روحانیانی به نام کرپانها و مغان بودند. زرتشت در اصل بر ضد این سامانه قیام و انقلاب کرد و با کمک گشتاسب شاه توانست به پیروزی برسد. منتها پس از زرتشت، مغان و بزرگان جامعه درحالیکه ظاهرا آیین زرتشت را پذیرفته بودند، در باطن دین پیشین را زنده کردند. بدین ترتیب میتوان تناقض و تفاوت فاحش گاتها و اوستا را توجیه کرد که گاتها نماینده آیین زرتشت است و اوستای منهای گاتها، نماینده آیین پیشین مغان.
دکتر حسین وحیدی نیز کم و بیش همین باور را دارد که مغان پس از زرتشت، با خیانت به آرمانهای او دوباره دیدگاههای پیشین را زنده کردند. و دینی ایجاد کردند از تلفیق دیدگاههای پیش از زرتشت و دیدگاههای زرتشت.
ولی از آن سو هاشم رضی به ویژه هنگام بحث درباره وندیداد، به جای تکیه بر بعد زمان و انحرافات زمانه، بر بعد مکان تکیه کرده و مینویسد : دین زرتشت از شرق ایران پدیدار شده و هواداران نخستینش شرقی بودند. این دین خیلی دیر به غرب ایران نفوذ کرد. جایی که در هنگام پادشاهی مادها، مغان سامانه دینی خویش را داشتند و ری مرکز دینی آنان بود. با رسیدن دین زرتشتی به غرب ایران، به ویژه از زمان هخامنشیان، دین ترکیبی نوینی ایجاد گشت که اگرچه کلیات مزداپرستی مورد نظر زرتشت را در بر داشت ولی بدنه اش همان دین مغان مادی بود. بدین ترتیب هاشم رضی مزدیسنای زرتشتی یا شرقی را از مزدیسنای زروانی یا غربی جدا میکند. و باور دارد که از زمان هخامنشیان تا دوران ساسانیان نبرد میان این دو جناح وجود داشته است.
او پرسش میکند که چرا در اقرارنامه زرتشتیان در اوستا، باید گفت فرورانه مزدیسنو زرتوشتریش؟ (اعتراف میکنم که مزداپرست زرتشتی هستم) پس حتما مزداپرستی نازرتشتی هم وجود داشته است. او سپس به اندیشه های روحانیون دوره ساسانی به ویژه کرتیر (در کتیبه ها) اشاره کرده و اثبات میکند که دین آنها در واقع همان مزداپرستی زروانی و نه زرتشتی بوده.
شناخت اساطیر ایران: جان هینلز
اسطوره بیان نمادین: ابولقاسم اسماعیل پور
افسانه اسطوره : نجف دریابندری
جهان اسطوره شناسی: جلال ستاری
رویکردهای علمی به اسطوره شناسی: مهوش واحد دوست
اسطوره های ایرانی: وستا سرخوش کرتیس. ترجمه عباس مخبر
اسطوره هاس بابل و ایران باستان
مانی و سنت مانوی: فرانسوا دکره
عناصر ایرانی در کیش مانوی:پرودس اوکتور شروو
مانی و دین او
سرودهای روشنایی: ابولقاسم اسماعیل پور
هنر مانوی: کلیم کایت
اسطوره اهل حق: ایرج بهرامی
اسطوره آفرینش در آیین مانی. ابولقاسم اسماعیل پور
زمانی که درباره پیش از تاریخ سخن میگوییم اغلب آن را به دوران زمانی خاصی با ویژگیهای کلی در سراسر زمین، نسبت میدهیم. اما باید گفت در اینجا نیزمانند دورانهای پس از تاریخ، البته بر پایه داده های باستان شناسی، رد پای پاره ای از دورانهای پیش از تاریخ را میتوان درهر سرزمین یافت. در این نوشتار برآنیم تا ببینم در آن دوران که از آن به عنوان دوران های سنگ و فلز_ پیش از تاریخ_ یاد میکنیم در آسیای میانه و بویژه نواحی ایران چه میگذشته است.
استوره شناسی نشست 1 : تعریف استوره :
هیستوری (Historya) واژه ای یونانی و لاتینی به معنای سرگذشت و آگاهی و تاریخ است.و از آنجا که در بسیاری تلفظها "ه" در ابتدای کلمه به صورت "ا" تلفظ میشود احتمالا استوری (Story) در زبان انگلیسی از همین واژه ریشه شده.
کلمه استوری (Story) در ادبیات انگلیسی به معنی سرگذشت یا داستان تاریخی و حقیقی است. البته در ادبیات انگلیسی واژه های تخصصی برای استوره ملتها، واژه های میث (Myth) و لجند (Legend) هستند. به طور خلاصه در ادبیات انگلیسی به داستان منطقی بر مبنای واقعیت : استوری (Story)، وبه استوره ملتها که اگرچه در ظاهر رویایی است اما بر مبنای واقعیت است، میث (Myth) و لجند (Legend) میگویند. بر همین پایه دانشی که به بررسی استوره ملل میپردازد را میتولوژی مینامند که ما معادل آن را در فارسی استوره شناسی به کار میبریم.
|
|