تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 
انگ "ملی گراها بی سوادند" دستکم از دهه 20 خورشیدی مطرح بوده است! امیدوارم روزی این انگ دیگر جای کار نداشته باشد.

در شماره جدید ماهنامه خواندنی به مدیریت مسئولی ویدا صارمی نوری زیر نظر شورای سردبیری، جدا از همان فضای "اجنبی ستیزانه" و "ناسیونالیسم منفی" و "توهم توطئه دایی جان ناپلئونی" اش، مطالبی به غایت مغشوش و نابجا و ناروا نوشته شده است. به گونه ای که خواندن همین یک شماره، هر خواننده اهل فرهنگ و خردی را نه از ماهنامه مذکور که از هرچه ملی و ملیگراست زده میکند.

این ماهنامه به کوشش تارنمای ایرانبوم هر ماه بر روی اینترنت قرار میگیرد.

در این یادداشت نقدی دارم بر دو مطلب یکی این وطن مصر و عراق و شام نیست و دیگری بر پایۀ قوانین هنوز بحرین، یکی از استانهای ایران است 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/11/06ساعت 13  توسط ایرانشناسی  | 
 ارکان حکومت که بر اساس قانون اساسی (بسیار ناقص و نارسای) مشروطه پادشاهی در زمان نخست‌وزیری مصدق همچنان واجب الاطاعه بود، عبارت بودند از: قوای مقننه، قضائیه و مجریه و تبصره‌ای در مورد ارتش به عنوان رکن چهارم به ریاست و فرماندهی کل «رئیس کشور - head of state.» با در نظر داشتن این تعریف علمی، خوب است ببینیم اقداماتی که آقای مصدق در مرداد ۱۳۳۲ مرتکب شد، قانونی بود، یا کودتای ضد قانون اساسی؟

- ایشان پس از ملی کردن نفت و تبدیل شدن به قهرمان شکست دهنده «انگلیس»، در اندیشه گرفتن اختیارات ویژه (حق تقنینیه) از مجلس شورا افتاد و این گونه بود که پا در مسیر حکومت کردن بر اساس فرمانrule by decree   گذاشت که با هر اندیشه و عمل دموکراسی پارلمانی در تضاد مطلق است.

- بلافاصله پس از طرح تقاضای اختیارات ویژه از مجلس شورای ملی در تاریخ ۲۲ تیرماه ۱۳۳۱، مصدق به اتکای آن و به بهانه در اختیار داشتن وزارت دفاع (جنگ)، مدعی فرماندهی کل قوا شد که بر اساس نص صریح قانون اساسی از اختیارات ویژه رئیس حکومت بود، و نمی‌توانست به نخست‌وزیر کشور به بهانه وزارت دفاع، منتقل شود. وزارت دفاع یک پست اداری بوده است، نه یک پست فرماندهی.

- در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۳۱ مصدق به اتکای اختیارات ویژه، عالی‌ترین مرجع قضایی کشور را تعطیل کرد و قوه قضائیه را سر برید. وی برای این کار از قبل از عبدالعلی لطفی، وزیر دادگستری خود کتبا خواست که دیوان عالی کشور را تعطیل کند، در حالی که وزیر دادگستری که نماینده قوه مجریه در قوه قضائیه بود و وظایف قانونیش محدود بود به رسیدگی به امور اداری و مالی وزارت دادگستری. به موجب اصل تفکیک قوا در قانون اساسی کشور، او حق دخل و تصرف در سازمان قضائی کشور را نداشت. وزیر دادگستری مصدق، به موجب نامه کتبی او در مقام دارنده اختیارات ویژه از مجلس، قضات دیوان عالی و جمع دیگری از قضات عالیرتبه کشور را مرخص کرد و دیوان عالی کشور را منحل نمود.

- در تاریخ ۱ آبان ۱۳۳۱ دوره تقنینیه مجلس سنا را به دو سال تقلیل داد و مجلس موجود را تعطیل کرد و نمایندگان آن را که نیمی از منتخبین مردم بودند، از سنا اخراج کرد و به اعلام جرم آنان وقعی ننهاد، و این گونه بود که اولین ضربه در راه سرنگون کردن قوه مقننه را وارد ساخت.

- در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۳۲ مصدق اعلام کرد که برای انحلال مجلس شورای ملی به رفراندوم متوسل خواهد شد. این رفراندوم بدون تصویب قانونی مجلس یا کمیسیون‌هایی از مجلس صورت گرفت، در حالی که یاران برجسته و بلند مقامش مانند دکتر غلامحسین صدیقی، نایب نخست‌وزیر، مکرر از او خواستند که دست به آن کار نزند.

زاهدی در حال نشان دادن حکم نخست وزیری اش


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/11/03ساعت 0  توسط ایرانشناسی  | 

مهندس رضوي (نایب رئیس مجلس) نيز در اعتراض به دكتر مصدق در جلسه فراكسيون نهضت ملي كه صبح روز 23 تيرماه 1332 در منزل نخست‌وزير تشكيل شد، گفت: «آقاي دكتر مصدق شما تا به حال هرچه خواستيد به ما تحميل كرديد و ما حرفي نزديم... شما بر خلاف قانون اساسي از مجلس اختيار گرفتيد و بر خلاف قانون 2سال است كه حكومت غيرقانوني نظامي اعلام فرموده‌ايد و برخلاف قانون در انتخاب رئيس مجلس دخالت نموديد و با تمام اين جريانات ما چيزي نگفتيم ولي ديگر در مورد رفراندوم سكوت نمي‌كنيم...».

دكتر معظمي رئيس مجلس شوراي ملي نيز در جلسه‌اي كه در مجلس برگزار شد، ضمن مخالفت با رفراندوم انحلال مجلس به دكتر مصدق گفت:« در قوانين رفراندوم سابقه ندارد و اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان با آن مخالف هستند و بهتر است كه اين مطلب با ميانجيگري حل شود و اين كدورت برطرف گردد».

سرانجام رفراندوم در تهران 12 مرداد و در شهرستان‌ها 19 مرداد برگزار شد و جمع كل آراء در تهران و شهرستان‌ها نزديك به 2 ميليون رای (از 17 میلیون نفر جمعیت ایران) بود كه در تهران 115 نفر و در شهرستان­ها نيز تنها 710 نفر رای مخالف دادند و 99.9% رای موافق دادند که خود نشاندهنده کیفیت رفراندوم انجام شده است.



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/10/25ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

تهران ۳۰۰ هزار جمعیت داشت، روز ۲۸ مرداد با ۵ تانک کودتا شد. اگر حزب توده نیروهایش را به خیابان‌ها فرامی‌خواند شاید ۳۰ تیر جدیدی رخ می‌داد، اما می‌بینیم هیچ حرکتی نشد. یک عده از پایین شهر راه افتادند، ۵ تا تانک هم به خیابان آمد، خانه دکتر مصدق را محاصره کردند، عصر ۲۸ مرداد هم دکتر مصدق فرار کرد و به خانه مهندس معظمی ‌رفت.

دیدار همسر دکتر فاطمی با محمود احمدی نژاد

محمود احمدی نژاد در دیدار با همسر دکتر فاطمی

دکتر فاطمی به مرحوم واحدی گفته بود باید آقای دکتر مصدق در مقام "پیشوایی" قرار گیرد، و اگر آقایان همت کنند من نخست وزیر شوم. در رویای این بود که ایران جمهوری شود که رئییس جمهورش بعد از ماه‌های خرداد و تیر دکتر مصدق شود در مقام "پیشوا" و او مسوول اجرایی شود. آنگونه که من از حرف‌های مرحوم سیدعبدالحسین واحدی در ملاقات‌هایش با فاطمی استنباط کردم، فاطمی از فدائیان اسلام درخواست کرده بود که همکاری کنند او نخست وزیر شود. فاطمی در ۲۵ مرداد کار را تمام شده فرض می‌کرد.احساس می‌کرد شاه شکست خورده، لذا به مصدق پیشنهاد اعلام جمهوری می‌دهد.از کارهای خوبی که آن روز دکتر مصدق انجام داد این بود که حرف این وزیر خارجه و مشاورش را قبول نکرد و جمهوری را اعلام نکرد و دنبال شورای سلطنت بود.
نمی‌خواهم بگویم دکتر فاطمی عمدا این کار را می‌کرد، جهلی داشت نسبت به شرایط کشور ما. اگر درآن زمان در ایران اعلام جمهوری می‌شد نیمی‌ از کشور در اختیار شوروی‌ها قرار می‌گرفت.شیوه‌ای در روزنامه‌نگاری بعد از شهریور ۱۳۲۰ رایج شد که مبتنی بر پرخاشجویی و فحاشی بود که محمد مسعود آن را در ایران باب کرد. در دهه‌های ۳۰،۲۰ و سال ۳۲ روزنامه‌ها تند و مملو از فحاشی بود. این شیوه متداول بود و روزنامه باختر امروز فاطمی هم تقریبا پیرو محمد مسعود بود. حتی روزنامه خود ما نبرد ملت ارگان فدانیان اسلام، روزنامه اصناف، روزنامه شورش هم تند می‌نوشتند،


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/10/17ساعت 0  توسط ایرانشناسی  | 
ظاهرا هرگز هیچ سندی برای کریسمس یا زایش مسیح وجود نداشته است. بنا بر روایات کهنتر که اکنون از سوی کلیسای ارتدکس شرق رسمیت دارد، زایش مسیح در ششم ژانویه (17 دی) است که برابر است با جشن "دیگان چهارم". کریسمس کاتولیکها که در سده چهارم میلادی از سوی کلیسای واتیکان رسمی شد نیز در 25 دسامبر است (شامگاه روز سوم دی) و تنها 24 ساعت با "دیگان دوم" ایرانیان اختلاف دارد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/09/30ساعت 10  توسط ایرانشناسی  | 
از اواخر بهار تا اوایل پاییز که هوای تهران گرم و به ویژه در تابستان گرمای آن سخت آزار دهنده می شد مردم معمولا از بستنی، آب یخ، شربت، افشره های یخی و دوغی که به وسیله یخ سرد شده بود، برای رفع تشنگی و خنک شدن خویش استفاده می کردند. زمانی که هنوز برق به ایران وارد نشده بود، تهرانی ها یخ مورد نیاز خود را از برفهای باقیمانده کوههای شمیران و یخچالهای گلی پایتخت فراهم می کردند...



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/09/27ساعت 15  توسط ایرانشناسی  | 

کوروش بزرگ، با توجه به هوش و دانشی که از او سراغ داریم، و با توجه به چیرگی اش بر نیمی از جهان یونانی و همچنین با توجه به ساختار قبیله ای و توسعه نیافته ی پارسیان در دوران کودکی اش،  دموکراسی را میشناخت ولی آنرا به کار نگرفت. و این حقیقتی است تاریخی، که تلخی و شیرینی اش بستگی به "شرایط روز" دارد.

نه بر "کوروش گرایی" (به ویژه با توجه به نقش او در شکل گیری "حقوق بشر") و نه بر "دموکراسی خواهی" ایرادی نیست و میتوان هر دوی اینها را هم همزمان داشت. به شرطی که به زور چسب و جوش، کوروش را هم همچون خود، دموکراسی خواه نکنیم! که نه کوروش راضی به این دروغ بزرگ است و نه دموکراسی از کوروش سودی میبرد!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/09/20ساعت 15  توسط ایرانشناسی  | 

در تارنمای خبری امرداد به مطلبی برخوردم از آقای مصطفا رحیمی با فرنام "آموزه های اشوزرتشت و دموکراسی کوروش".

در میان سفسطه های رایج و نامی، سفسطه ی "مصادره به مطلوب" بسیار جالب و کاربردی است. فرض کنید که ما اکنون و در زمان حال، اندیشه، باور، ایدئولوژی یا نظری داریم که آنرا "نیک" و حتی "بهترین" میدانیم. از سوی دیگر، چهره یا شخصیت، گروه، حزب، دوره زمانی و هرچیز دیگری در تاریخ وجود دارد که بسیار سرشناس و محبوب و دارای اتوریته و کاریزما است. چگونه میتوان میان این دو پلی زد تا هم "خدا" را داشته باشیم و هم "خرما" را؟ راه حل این است که نشان دهیم آن سوژه تاریخی، همین اندیشه و باوری را داشته و حتی تبلیغ میکرده، که ما اکنون داریم و تبلیغ میکنیم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/09/17ساعت 0  توسط ایرانشناسی  | 

«هر یخچالی 3 آب نما داشت که شبها در آن آب می انداختند و به مرور طبقه به طبقه یخ روی هم بسته و ضخیمتر می شد؛ سپس به وسیله تبرهایی آنها را به صورت چهارگوش قطعه قطعه می کردند و با سیخ هلشان می دادند در گود یخچال که در آن پر از حصیر بوده می انداختند و روی یخها را هم باز با حصیر می پوشاندند. این یخها روی هم جمع می شدند تا تابستان که کارگرها از پله های یخچال که به 40-50 تا هم می رسیده پایین می رفتند و یخها را تکه تکه برای فروش بیرون می آوردند.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/09/03ساعت 15  توسط ایرانشناسی  | 

در این نوشتار تلاش بر آن است تا معماری و کارکردهای گوناگون اقصادی - اجتماعی - فرهنگی این نوع بناها و نقش آن در زندگی مردمان تهران قدیم که تا به امروز نیز ادامه داشته بررسی شود.

به درستی روشن نیست نخستین مردمانی که به اندیشه ی تهیه و ذخیره یخ بدین شکل افتادند چه کسانی بودند. در ایران نیز آگاهی روشنی از پیشینه تاریخی این یخچالها تا دوران صفویه در دست نیست...  

تهران یکی از شهرهایی بود که در آن همانند بسیاری از دیگر نقاط کشور، با استفاده از سرمای طبیعی اواخر پاییز و اوایل زمستان، یخ مورد نیاز تابستان مردمانش تهیه می شد. هرچند امروزه دیگر نشانی از بنای این یخچالها باقی نمانده، اما ردپای آنها را در نام برخی از محله ها و خیابانهای پایتخت می توان دید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/09/02ساعت 1  توسط ایرانشناسی  | 

  RSS 

 
  بالا